فراوان به بساطمان مىافزود و ديگر دلهخورىها كه لحظهاى دهانمان از حركت نمىافتاد .
ليكن قابل اغماض نميباشد كه بدكارترين و فاسدترين جماعات نيز در فرحزاد رحل اقامت مىافكندند ، چه در اين گوشهى به صورت زوارى بود كه ميتوانستند بهترين سفرههاى قمار را گشوده ، ترتيب آلودهترين بساطهاى هرزگى و الواتى را داده ، گدايان و كلاشان و مشابهان آنان بهترين سودهاى جيبكنى را برده ، باجبگيران و تلكهبگيران و مفتخوران دلخواهترين و آسودهترين اوقات را گذرانده تابستان را به خزان برسانند و امنيهها و مأموران استحفاظى كه زيادترين بهرهكشىها را داشته سودهاى همهجانبه ببرند .
بارى مسافران ، پياده و سواره از شهر حركت كرده يكى دو شبانهروز را در باغ ونك گذرانده ، يك دو شب در فرحزاد مانده از آنجا با قاطر و الاغ يا پياده عازم امامزاده داوود شده شب و روز و يا بيشتر را در آنجا بسر ميبردند و مراجعت كرده باز اوقاتى را در فرحزاد طى كرده چند شبى را در ونك به روز رسانيده خوشخوشك عازم بازگشت ميشدند كه اين حركت و رفت و برگشت لازم توضيح زيادتر مىباشد .
راه امامزاده داوود
از فرحزاد تا امامزاده داوود كه تقريبا چهار فرسخ و از جهت خرابى راه بيش از بيست فرسخ به نظر ميآمد اكثر مردم آن را پياده طى كرده به اين حساب كه از چندى جلوتر مردها گيوهها را تعمير و « نوار قيطان » « 16 » و نعل و پاشنه كرده و زنها جوراب پشمىها « 17 » را وصله انداخته از عصر خنكا كه آفتاب رو به زوال ميكشيد حركت
هامش
( 16 ) . جهت استحكام نوارى به دورش داده قيطان به لبهاش دوخته كه اين كار نيز شغل مخصوصى بود كه پينهدوزهاى خبره انجام ميدادند .
( 17 ) . جورابى دستباف از پشم كه براى اين گونه مسافرتها پنجه و پاشنه كرده بجاى كفش به پا ميكردند .