تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
ساله‌ى مركز همان شهر و به ياد خانه‌ى چهارصد ساله‌ى معمور نگه‌داشته‌ى كوتوله‌ها در شهر ديگر همان كشور و به ياد دروازه‌ى خشتى هزار ساله‌ى شهر مونيخ افتادم ! ! بعلاوه‌ى بساطها و معركه‌هاى معركه‌گيران و مارگيران و حقه‌بازان و پرده‌گردان‌ها ، با پرده‌هاى صحراى محشر و غيره « 8 » در روزها و روضه و تعزيه‌هاى شبها در قهوه‌خانه‌ها و كنار استخر و گوشه و كنار گذر و مناظر چادر و حفاظ و حايل مسافران از چادر شب و چادر نماز و پشه‌بند و مثل آن در زير درختها و كنار نهرها و آبها و جنب و جوش ايشان در تمام طول شبانه‌روز كه دائما دسته‌اى وارد شده بساط گسترده دسته‌اى عزيمت كرده بساط برميچيدند . از پخت و پز و آتش كردن سماور و صفا دادن ، با جارو كردن و آب پاشيدن مكان و جمع‌آورى كردن و بار و بنه پيچيدن و ديگر امور از اين قبيل كه مزيد لطف و صفاى آن ميگرديد . همچنين اين ييلاق نه تنها از جهت اياب و ذهاب مسافران امامزاده داوود جذابيت و جلوه گرفته بود كه بواسطهء لطف منظر و درختان فراوان و آبها و قناتهاى جارى و گوشه‌هاى دنج « 9 » و باغات بىمزاحم و خلوتگاههاى پرت افتاده ، هر اهل عشقى را به طرف خود ميكشيد كه در قهوه‌خانه‌هاى سر قنات و سر آسياب آن ترياكىها و شيره‌اىها و عرق‌خورها جمع ميشدند و در باغات درويش و ربابه سلطان زن‌ببرها و زن‌بازها و صيغه‌بروها و فاحشه‌ها منزل ميگزيدند و در درختستانهاى حاج محمد على و كدخدا حيدر نجبا و خانواده‌ها چادر و پوشش زده جا ميگرفتند و كنار استخر گرد سر قنات و اطراف آن فقرا و كم‌بضاعتها و ( زوار
هامش
( 8 ) . تصاويرى در پرده‌هاى سه چهار ذرعى قلمى رنگ روغن از بهشت و جهنم و وقايع صحراى كربلا و خروج مختار و غيره . ( 9 ) . خلوت ، ساكت ، عارفانه ، دلنشين .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 429 | جعفر شهرى باف