اين ايام تا سرد شدن هوا قرار ميدادند ، از جمله گوشه كنار درختستانهاى بىصاحب و معارض شميرانات و زيارتگاههاى آن ، مانند امامزاده صالح و امامزاده قاسم و امامزاده داوود و آنچه كه همگانى و اكثر زن و مرد تهرانيان را شامل ميگرديد باغ وقفى ونك از مستحدثات ميرزا يوسف مستوفى الممالك براى زائران امامزاده داود و فرحزاد كه از آنجا به زيارت امامزاده داوود بروند .
سفر امامزاده داوود
اين مسافرت كه براى مردم فقير يكى دو ماه و براى ديگران يكى دو هفته بود به اين صورت شروع و به پايان ميرسيد كه از چهارراه سرچشمه و دروازه شميران بوسيلهء الاغ و يابوى كرايه يا با وسيلهء نقليه شخصى به راه افتاده يا پياده به صورت فردى و دستهجمعى حركت كرده خود را به ( ونك ) مستوفى ميرسانيدند و در آنجا كه باغ ، وقفى و بطور رايگان براى زائران امامزاده داوود بود شب و روز يا روزها و هفتههائى را گذرانده به طرف ( فرحزاد ) « 7 » كه در چند كيلومترى آن قرار داشت روانه شده اوقاتى را نيز در آن به استراحت پرداخته عازم امامزاده داوود ميشدند .
روستاى فرحزاد با آنكه همانند ديگر روستاهاى اطراف شهر بود اما بواسطه همان تردد مسافران امامزاده داوود داراى چنان گرمى و رونقى بود كه هر تازهوارد را مجذوب مينمود . مخصوصا تكه گذر پرجوش و خروش مركزى آن با قهوهخانههاى پرجمعيت آن همراه درختان سر بفلك كشيده و صحن و زمينهاى آب پاشيده و نيمكتهاى قاليچه گسترده و سماورهاى جوشان و صداهاى جالب
هامش
( 7 ) . روستائى سر راه امامزاده داوود . محل اطراق رفت و برگشتن مسافران و اجاره كردن قاطر و الاغ براى رفتن به امامزاده داوود .