تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤

گشت و گذارهاى بعد از نوروز

چنانچه در گذشته اشاره شد از تمام شدن سرماى زمستان و ورود بهار ، اهالى تهران بسان مرغانى كه از قفس آزاد شده باشند ، محصوره‌هاى خانه دكانها را پشت سر نهاده رو به سبزه و صحرا و بيابان ميگذاردند . سبزه و صحرا و دشت و بيابانى كه در آن قيد و بند كسب و كار و خانه و زندگى و زن و بچه نداشته باشند . به اين قرار كه با اولين آفتاب بهارى كفش و كلاه و البسهء زمستانى را كنار گذارده لباس سبك تابستانى پوشيده ، كلاه‌ها را از پوستى و دستمال يزدى « 1 » و مثل آن به كلاه نمدى تبديل و قبا ، سردارىهاى كلفت يقه‌بسته‌ى بلند را به قبا سه‌چاكى يقه هفت تا بالاى زانو و شال‌هاى پشمى كلفت كمر را به شالهاى نازك ( شير پنير ) « 2 » و قلمكار و اطلس و مانند آن تبديل و كفش و اروسىهاى بندى و سگكى و جوراب پشمىهاى پاشنه پنجه انداخته‌ى با ( تيماج ) و ( ميشن ) « 3 » را به گيوه كه بدون جوراب بپوشند « 4 » مبدل نموده به راه مىافتادند و بسا
هامش
( 1 ) . دستمال يا بغچه‌اى بزرگ نخى ، با نقوش سياه و سفيد كه بجاى كلاه و نه نشانه‌ى زاير بودن به سر ميبستند . ( 2 ) . پارچه‌اى شكرى رنگ از كتان ، يا ابريشم . ( 3 ) . پوست ميش و بز كه براى كف كفش و كيف جيب و كيف مدرسه و امثال آن به كار ميآمد . ( 4 ) . جز زمستان كه جوراب پشمى ساقه‌كوتاه دستباف ميپوشيدند ، جوراب در اوقات ديگر كاربرد و شناخت نداشت و ميگفتند جوراب پا را خفه مىكند .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 424 | جعفر شهرى باف