تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
كه در همان ساعات اول دچار سرماهاى ( لوطىكش ) « 5 » ميگشتند . سرماهائى كه قبل از حركتشان از خانه خبرى از آن نبوده ، هواى مطبوع اوايل سال و گل و برگ و شكوفه‌هاى تازه از پوسته‌هاى ساقه ، از غلافهاى درختان سر بيرون آورده ، پرندگان امثال سار و كبوتر و گنجشك به پرواز و جست و خيز و نواخوانى برآمده ، همه چيز را فراموششان داده ، پاشنه‌هاى گيوه‌هاى نو ، يا نوار قيطان عوض كرده‌ى گل گيوه‌زده‌ى « 6 » دور لب زيره‌ى لاجورد ماليده را به پا كشيده شق و رق و با سينه‌ى جلو داده و دستهاى تلو تلو بيرون زده ، هرچه زيادتر خود را به عمق دشت و دمن ميرسانيدند و ناگهان كه هوا طبق عادت فصل منقلب شده ، ابر و باد و سوز و سرما و در عقبش باران شديد دور از انتظار بسا همراه با تگرگ باريدن گرفته ، ناچار كه با كشيدن پشت دامن‌هاى قباها به روى سرها و هرچه شتابان‌تر و مچاله‌تر كه سرما به مغز استخوانشان دويده بود لرزان و خيس و آب‌چكان كه گفتى از حوضشان بيرون كشيده‌اند ، گيوه‌هاى سفيد دور لاجورديشان غرق گل و لا شده ، به پايشان لف‌لف مينمود بازگشته راه شهر و خانه‌ها در پيش ميگرفتند ، همراه تحمل خفت سرما و ديگر عوارض آن‌كه
هامش
( 5 ) . سرمائى كه جوانان بىتجربه را كه بىاطلاع از انقلابات هواى بهار شاد و شنگول و با سر و وضع آراسته به دشت و صحرا زده گرفتار باران و تگرگ‌هاى آن گرديده خيس و لرزان و خفيف بازميگشتند . ( 6 ) . گلى بنام گل گيوه يا گل سفيد . براى رنگ ديوار و سفيد كردن رويهء كفش كه پس از شستن و خشك كردن گيوه بر آن ميماليدند و دورش را كه با لاجورد حل كرده آبى ميكردند .