نتيجهاش اينكه ايران و شاگردانش فى المجلس آزاد و رئيس احضار و پس از چهل و هشت ساعت اعزام به بوشهر مىشود .
اسباب علل ورود زنها هم به شهرنو چنين بود كه يا تمناى هرچه زيادتر كامرانى و شكمپرورى داشته راهى جز خودفروشى نمييافتند و يا بخاطر سببى از اسباب ، مانند بىخانمانى و بىسرپرستى و بيكسى و دورى از اوطان و طلاق و تلاشى بر تفكيك زندگى خانوادگى و اغفال اين و آن ، پناهنده به اين مكان ميگرديدند و يا توسط سوداگران حرفهاى و شوفرهاى بيابانى آورده فروخته ميشدند .
نگهدارى و اسارت آنان نيز به اين صورت انجام ميگرفت كه در همان هنگام ورود برايشان پيراهن و جوراب و كفش و اسباب بزكى خريده ، پولى به قرض در اختيارشان ميگذاشتند و همين دل خوش كنكها و قرض سند محضرى به نزول هم بود كه پابندشان ساخته ، در پى آن هردم برايشان خرجى ميتراشيدند گرفتارتر و بدهكارترشان بكند و چنانچه كسى هم بخواهد دل برايشان سوزانده از منجلابشان برهاند ، اول قبوض بدهيشان را جلووش بگذارند ، و اين نيز در صورتى بود كه خودشان جدائى از منجلاب را خواسته باشند كه نميخواستند و اگر به غير اين و دل در گروى كسى هم داشته باشند ، كه اكثرا هم به چنين حالت بودند بايد به حال خودشان گذارده از فنا شدگانشان بشمارند .
و جواب تماميشان در معرفى مقصر و دليل راه يافتنشان به آن مكان آزار پدر و مادر ، يا زن پدر و شوهر مادر ، يا دوست و مونس و همنشين و يا تجاوز محارم و فقر و ندارى و يا اذيت شوهر و امثال آن شنيده ميشد ، همراه چنان اظهار مظلومنمائى و آب و تاب كه گفتى همه خلق خدا كمر به نابودى او بسته بوده جز خود او . و غير همين يك در ، در ديگر بطرفش گشوده نمانده بود ، در صورتى كه همين نادم و ملتمس نجات چنانچه در همان زمان ، مهمان يعنى مشترىاى از در ميرسيد چنان از جا جهيده به استقبالش ميشتافت كه حتى طرف
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 416
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٤١٦