تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
بچه‌هاى عاريتى خود براى قربان كردن در راه شاه روى پله‌ى منبر بگذارند و هم در چهرهء آزادىخواهى كه مشروطه‌طلبان دم از آن ميزدند ، به نشانه‌ى پذيرفتن قطعى محمد عليشاه در ميدان توپخانه لخت مادرزاد ساقيگرى قزاقها و با آنان هماغوشى به حضور بكنند ، كه البته در اين پرده نتوانست موفق بشود ، اما آزادى وطنى ! را توانست تفهيم بكند . بعد از زنان ذكر شده لش و لات‌هاى شرير و بدسابقه‌هاى گردن كلفت نيز مفيد فايده شناخته شدند كه بايد براى مواقع لازم ، با آزاد گذاشتنشان در اعمال و رفتار حمايت بشوند . مواقعى مانند لزوم سر و صدا ، شلوغ كردن ، شعار دادن ، رعب و وحشت ، كتك زدن ، آتش زدن و آتش‌سوزى راه انداختن ، چاقو زدن ، آدم زير كردن ، بساط و خانه و دكان و عروسى و عزا بهم زدن ، آدم دزديدن ، آدم كشتن ، غارت كردن و امثال آن . مانند گرفتن و بستن افشارطوس « 42 » و با چاقو سوراخ‌سوراخ كردن دكتر فاطمى « 43 » . طناب‌پيچ كردن تختى « 44 » . كتك زدن حاج
هامش
( 42 ) . رئيس شهربانى دولت دكتر مصدق ، داراى صدايى نازك كه به تمهيد مظفر بقائى به خانه‌اى دعوت شده ، امير كچل نامى او را از پشت بغل زده ديگران طناب‌پيچش مىكنند . سپس بوسيلهء صندوق عقب اتومبيلى به كوههاى پلور برده و چنان‌كه شايع بود در غارى تحت شديدترين شكنجه‌هايش از جمله كشيدن ناخنها ، بيرون آوردن چشمها قرار داده هلاك ميكنند . ( 43 ) . وزير امور خارجه‌ى دكتر مصدق كه در بالا رفتن از پله‌هاى شهربانى از پشت با چاقو مورد ضرباتش قرار ميدهند . روزنامه‌نويسى دهن‌دار ، طرف علاقه‌ى مردم كه عليه شاه سخنرانىهاى شديد و غليظ ترتيب داده و از همين‌رو مورد غضب شديد دربار قرار گرفته و با فجيع‌ترين وضع ( در تب 42 درجه ) به قتل مىرسد . ( 44 ) . منظور جهان پهلوان غلامرضا تختى است كه در مسابقات جهانى بسى افتخارآفرينىها مىكند و بارها پرچم ايران را در ميادين بين المللى به اهتزاز درمىآورد . مردى با جميع صفات پسنديده‌ى پهلوانى ، مورد علاقه و احترام همگان . خيّر و خيرانديش . دوستدار و حامى ضعفا ، در مخالفت نهانى با دربار و درباريان ، كه به همان خاطر مغضوب و بعنوان جشنى كه به افتخار نام‌آفرينىهايش ميدهند ، به هتلى دعوت و از آنجا به رامسر « متل -
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 413 | جعفر شهرى باف