عصبانى مىشود كه دستور آوردن نيمكت و به شلاق بستن او را ميدهد ، مخصوصا كه جلوى پاسبانهائى كه عقب ايران دويده تا مانع ورودش به اطاق او شوند اين اتفاق افتاده بوده ! اما هنوز حرفش تمام نشده بوده كه ايران سر فحش را به طرفش باز كرده و دوات روى ميزش را برداشته به عكس پرت مىكند و ميز را برگردانده خود را به او رسانيده به يقهاش ميچسبد و بقيهاش كه در صورتمجلس ملاحظه بكنيم ؟ !
صورتمجلسى شامل مسائل زير : 1 - ورود بدون اجازه به اطاق رئيس كلانترى . 2 - هتاكى و دشنام و ناسزا با كلماتى از بدترين به رئيس كلانترى .
3 - تعيين تكليف براى رئيس . 4 - برگرداندن ميز و وارد آوردن خسارت به اموال دولتى . 5 - شرارت و از هم دريدن پروندههاى متهمان . 6 - ضرب و شتم منجر به جرح رئيس . 7 - برداشتن كلاه و كندن درجهها و پاگونهاى رئيس در حين خدمت و لگدكوب نمودن آنها و دريدن فرنج . 8 - فحش و اهانت به چهارپاسبان به نامهاى زير . . . 9 - مانع انجام وظيفهى مأموران كلانترى شدن . 10 - پرتاب كردن دوات پر از جوهر به جانب عكس مبارك شاهنشاه عظيم الشأن و شكستن شيشهى عكس و دريدن عكس و آغشتن چهرهء ذات اقدس ملوكانه به جوهر سياه ؟ ! و خاكمان به دهان اسائهى ادب به ذات مقدس همايونى و پدر بزرگوار و خاندان مطهر جليل سلطنت ! ! !
با افزودن بسى مطالب و سوابق جعلى ، مثل سرقت و مالخرى و قاچاق ، همراه كلاه و درجه و پاگونهاى پامال شده و فرنج و شلوار آلوده به جوهر و روى همه عكس دريده و قاب و شيشههاى شكسته كه ضميمهى پرونده مىشود . اما هنوز بستهبندى دلايل و علائم جرم تمام نشده بوده ، كه تلفن زنگ زده با برداشتن گوشى آنكه رنگ رئيس تغيير و بشاشت چهرهاش كه توانسته بوده چنان پروندهاى تنظيم بكند تبديل به غم و يأس مىشود ! كه گويا در همان فرصت يكى از پاسبانها كه جيرهخور ايران بوده از بيرون به محلى زنگ زده
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 415
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٤١٥