حسن شمشيرى « 45 » . غارت خانهء دكتر محمد مصدق . تظاهرات فوق الذكر و هركه را بخواهند سر جاى خود نشانيده يا نابود بكنند . و اينك دو نمونه از حد حمايت داخلى و خارجى از اين دو گروه از زن و مرد و اينكه چقدر خاطرجمعشان داشته خودشان از خود خاطرجمع بودهاند .
اول قمارخانهدارى كه از ذكر نامش معذور ميباشم ، صبح شبى كه كاسه كوزهدارش را با لگد به بيضه ميكشد ، با سابقهى دو جنايت ديگر ضامن قاتل ديگر شده او را با خود به قمارخانه ميبرد و دوم كه لازم به ذكر مقدمه مىباشد :
با كسب اطلاعات و تجربيات پيشينيان و مقتضيات ! بر هر رئيس كميسرى تازه رسيده بود كه براى كوبيدن ميخ خود و زهرهچشم گرفتن از كسبهى مقررى بده ، مثل قمارخانهدار و شيرهخانهدار و فاحشهخانهدار و امثال آن بشارت و مشورتى كرده ، بگير و ببندى نموده ، نوآورىهائى بكند ! و يكى از ايشان كه چند تن مأمور جلب شاگردهاى خانم رئيسى بنام ايران شيرازى مىكند . ايران كه در غيابش اين كار انجام شده بوده براى اعادهى حيثيت به كميسرى و يكسر به پيش رئيس رفته با برخوردى بس اهانتآميز از او ميخواهد شاگردهايش را آزاد بكند ! رئيس كه تازه كميسرىاش كلانترى و خودش تحت لواى عكس محمد رضا شاه بالاى سرش به قدرت كامله رسيده بوده ، از آن بىادبى چنان
هامش
سخت سر » ش برده به قتل مىرسانند ؛ و تا جلوگيرى از خشم و شورش احتمالى مردم مرگش خودكشى بخاطر اختلافات خانوادگى نام نهاده ، شايعه مىكنند ! مزار وى در امامزاده عبد اللّه ، كنار مقبرهء مرحوم حاج حسن شمشيرى .
از جهان پهلوان تختى پسرى به نام بابك به يادگار مانده است .
( 45 ) . يكى از طرفداران دكتر مصدق ، در آن حد ارادت به وى كه با آگهى فروش اوراق قرضهى ملىاش يك ميليون تومان از اوراق آن را مىخرد . همچنين از علاقهمندان جهان پهلوان تختى . صاحب چلوكبابى شمشيرى در سبزهميدان كه دچار غضب شاه و مصائب بسيار مىشود .