خوب و بد به گوش ميرسيد و حركات ناشايستى از واردان از قبيل بول دستجمعى كنار ديوارها و داخل جوىها و بوس و كنارها با امردان و زنان ولگرد كه به نظر ميرسيد و شرارتها و نزاع و مجادلهها كه با يكديگر و با كسبهى آن بوقوع ميپيوست تا آنجا كه كار به مزاحمتهاى فوق العاده و آسيب و زيانهاى غير قابل گذشت كشيده به خواستن آژان بينجامد .
از ابتداى گذرگاههاى آن طبقىها و طوافها و كسبهى سر پائى تخمه آجيلى و گردو جگر دل و قلوهاىهائى كه با فريادهاى خود عرضهى متاع ميكردند و دلالها و دلالههاى پير و جوان شيرهاى ترياكىاى كه جلو راه بر واردان گرفته به معرفى امتعهى خود با اين جملات كه : دختران ده دوازده ساله ، زنان خانه درآمده ، پسرهاى تپل ، با تعريف و توصيفهاى ديگر مانند : چاقى ، سفتى ، كوچكى ، ريزهنقشى با سماجت هرچه تمامتر ، تا چه كسى را به دام افكنده ، يا ده شاهى ، يك قرانى گرفته كنار بكشند .
حق واسطهگى اينها دو قران از طرف مهمان و يك قران از جانب خانهدار بود كه در صورت جفت و جور كردن معامله و قبولاندن دريافت ميكردند ، اگرچه با نپسنديدن نيز حق القدمى به ايشان تعلق گرفته بىمزدشان نميگذاشتند ، چه از مفلوكترين و بدبختترين افراد اين مكان بودند كه يا از بزرگى و سرمايه و بزن بهادرى و اسم و رسم به اين وضع افتاده يا در اثر اعتياد فراوان بودند كه به هر صورت محق احسان ميشدند .
پس در خانههاى مرغوب با نام و نشان اگر مهمان آشنا و خودش رفته بود در زده از پشت در اسمش را ميگفت و در به رويش باز ميشد و اگر واسطه برده بود نيز صورت آشنا ميگرفت و اگر در هيچيك از اين دو صورت نبود و مهمان غريبه و سر خود در زده بود نوكر ( در بازكن ) در را باز كرده چشم خريدارىاى به او افكنده وراندازى نموده ، بدردخورى و بدردنخورى و آقائى و جاسنگينى و پولدارى ، لاتى بىپولى او را به نظر آورده كه يا پذيرفته يا در را جفت كرده كلون « 25 » كشيده
هامش
( 25 ) . بست و بند پشت در . چوب چهارنبشى به ابعاد ده سانت در طول نيم متر كه در دو محفظهء چوبى داخل و خارج شده كار قفل و بست را مينمود كه بعضى اين كلونها را نيز دنده دنده كرده كليدى براى آن ساخته از خارج نيز باز و بسته ميكردند .