پس با اشارهء بالا در اينجا خانم رئيس جلو آمده مهمانان را از در بازكن تحويل گرفته با خوش و بشهاى ( خوش آمدين ، بفرمائين ) اگر تابستان بود به حياط و اگر زمستان بود به اطاقى راهنمائى كرده با سئوال ( خانم ميخواين يا عرق ميخورين ؟ ) كه اگر براى تفريح و عرقخورى آمده بودند به خدمتكار دستور سينى يا مجمعهى عرق ميداد و اگر خواستهء اول بود دو سئوال ديگر پيش ميآمد كه ( سيگاركشى يا شبخواب ؟ ) « 29 » ميخواهد و اين نيز براى آن بود كه چنانچه براى شب تا صبح خواسته باشند و او خانم يا خانمهايش را پيشفروش كرده باشد عذر بخواهد ، تا آخر كه يا توافق شده مهمانان نشسته يا خارج ميشدند ، و در شق اول بود كه خانم رئيس صدا بلند كرده خانمها را با نام و نشان مثلا : پرى ، زرى ، مهرى ، فخرى ، مهتاب ميطلبيد و اگر ، دو پرى و دو مهرى داشت مهرى كوچكه ، مهرى بزرگه . يا زرى گيسبلند و زرى دندان طلا ، صدا برآورده با جملهى : « بياين تو حياط يا تو اطاق مهمون آمده » به اطاق بكشاند كه خانمها هرچند تنشان كه مهمان نداشته آزاد بودند به اطاق آمده سلامى كرده خودى نشان داده بيرون ميرفتند ، تا كداميكشان مورد پسند واقع شده قبول بشوند .
اين احضار تمام خانمها از آن جهت بود كه مهمان در ابتدا تمام خانمهاى خانه را ديده بعدا مورد ايراد و عصبانيتش نشده باشد ، مگر خانمهاى مهماندار خانه را كه با عذر با كسى مىباشد معذور ميداشتند و از اينجا بود كه ديگر وظيفه پذيرائى به خانم مورد پسند محول گرديده اگر براى سيگاركشى يعنى ( متعه ) آمده بود مهمان را به ( اطاق سيگاركشى ) « 30 » و اگر شبخواب بود به اطاق مخصوص خودش « 31 » هدايت ميكرد و اگر عرقخور و سينى و مچل خواسته بود كنارش
هامش
( 29 ) . سيگاركشى اصطلاحى براى تمتع آنى و شبخوابى براى تا صبح با يك خانم بود .
( 30 ) . اطاقى مخصوص جهت همبسترى .
( 31 ) . هر خانم خانه اطاقى مخصوص به خود داشت كه مهمان شبخواب و رفيق شخصىاش را -