نعمت و سعادت داشته باشد جهت ديگران نكبت و بند و زندان و بدبختى بياورد . از كلمات اوست :
گر كه خواهى در دو عالم واكشى * جاكشى كن جاكشى كن جاكشى .
اسم من و ذال ممد بد در رفته صبر كنين نشونتون بدم حتى خيلى از ما بهترون شغل ما دو تا رو قبول بكنن . ديدم اين كار از خيلى كارا شرافتمندونهتره . خدا را شكر كه عوض لذت پول ميگيرم ، نميچزونم پول بگيرم .
بارى از جمله خانههاى آبرومند پرتجمل گرانقيمت شهرنو كه با اطاق مفروشى به قالى و تختخواب و ميز و صندلى و ساير لوازم مدرن مزين شده بود اول عزبخانهء رجب واكسى كه جفت كردههاى خود را بدان هدايت مينمود و دوم خانههاى خصوصى ، عمومى ذال ممد با كمسالترين و مرغوبترين حيفشدگان ! و بعد از آن خانه ( والى ) و ( باغچه ولى خان ) كه اولى را والى معزول و دومى را نايب دوم قزاقخانهاى بنام ( نايب ولى ) اداره مينمود و ديگر خانه ( وجيه ذال ممد ) و خانه ( خجول ) « 24 » كه اسمش از خجالتى بودنش آمده بود .
كيفيت و منظره شهرنو
اين محل كه آسودهترين و آزادترين مكان براى هرگونه الواتى و عياشى و لهو و لعب و فساد و فحشاء و مانند آن بود چنان بود كه هيچكس متعرض هيچ مفسده نميگرديد تا آنجا كه هركس ميتوانست هر منكر و مكروهى را در آن اگرچه در معبر و انظار بظهور برساند و هر جسارت و فضاحت كه به كار آورد . از اينرو از اولين قدم به ورود آن صداى آوازها و عربدههاى مستانه و وحشيانهاى بود كه
هامش
( 24 ) . كمكم اسمش سر زبانها افتاده خانه خجول و قسم خجول كه در گفت و شنيدها ( مرگ خجول ) ( جان خجول ) را ضمانت موضوع ميآوردند متداول گرديده شايد هنوز ميان تكيه كلام طنزآميز جماعتى مىباشد .