تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
* *
گُردِه‌ات اى كه سست آمده است * گوش كن گوش ، گفته‌ى حكما نخود و انگبين « 13 » و تخم كرفس * ساز معجون و ميل مىفرما
پس اين غذائى بود كه ضعف روزه‌دار و بىحالى طبيعى و سستى مرد را بر طرف كرده ، قواى جنسى او را تجديد مىنمود و پزنده و خورنده ، هر دو از آن مستفيض مىگشتند ! و با اين خواص مسلّم بود كه زن‌ها جز آن چيزى براى افطارهاى ماه رمضان فراهم نمىكردند ! و ازاين‌رو صداهاى هاون‌ها و دسته زدن‌ها بود كه از دو ساعت به غروب مانده كوى و برزن هر محلّه را پر مىنمود . به طورى كه ذكر آن در بالا گذشت ، نوشيدنىها و غذاهاى افطار نيز مثل اغذيهء سحر ، در فصول مختلف سال ، با گرما و سرماى هوا متغيّر مىشد و مخصوص تابستان‌ها بود ؛ شربت‌آلات مانند شربت قند يا سكنجبين « 14 » ، دوغ ، آب هندوانه ، ماست و خيار ، گرمك طالبى و همچنين رويخى « 15 » و شيربرنج و يخ در بهشت « 16 » ( لرزانك ) « 17 » يا هل و گلاب ، قليه كدو . آش انار « 18 » . آش
هامش
( 13 ) . شكر . ( 14 ) . هريك كيلو شكر را با دويست و پنجاه گرم ( دو استكان ) آب و چند شاخه نعنا جوشانده نزديك قوام يك فنجان ( 100 گرم ) سركه‌ى تند ( بسيار ترش ) ريخته كفش كه بالا زد ، ( قوام آمد ) برداشته صاف مىكنند . ( 15 ) . آرد برنج و نشاسته را ( هر صد گرم آرد برنج يك قاشق نشاسته كه ترشى آن را گرفته باشند ) زده ، جوشانده ، رقيق پخته در سينىهاى كوچك ريخته ، بر روى يخ مىگذاردند و موقع خوردن رويش شيره يا شربت قند با گلاب مىزدند . ( 16 ) . هر صد گرم نشاسته را پنج تا ده گرم سريشم ( ژله ) آب كرده و شكر ( به اندازه‌ئى كه شيرين شود ) با هل كوبيده و گلاب و زعفران در آب پخته به سفتى شربت و مربّا كه شد برداشته در قالب ريخته روى يخ مىگذاشتند . ( 17 ) . سريشم خوراكى را با كمى شكر « كم‌شيرينى » با مختصرى نشاسته در آب پخته ، در ظرف ريخته ، رويش را محلول گل‌رنگ مىزدند « اين مايع را غير از رمضان ، در ماه‌هاىديگر ، در كاسه‌هاى سفالين كوچك ريخته ، در طبق سر گذرها مىگذاردند و با آن نوعى بازى قمار مىكردند . اسم بازارى آن ، هلّ و گلاب شناخته شده بود . ( 18 ) . برنج و سبزى آشى و لپه را باهم پخته با كوفته برنجى يا سرگنجشكى ( قيمه ريزه ) ريخته جا مىانداختند . يك ربع به برداشتن آب انار مىزدند « مايهء كوفته برنجى : لپه و خرده برنج و گوشت كوبيده ( چرخ كردهء ) مغز ران و نمك و زردچوبه و سبزى را باهم ماليده ، گلوله كرده مىانداختند » رويش را بعد از كشيدن نعنا داغ مىزدند .