كوفتهى دست به گردن ، فراهم مىگرديد و اين نوع اغذيه كه نصف نصف آن از نخودچى كوبيده بود بخاطر فوايدش كه خواهد آمد زيادتر غذاهايشان را شامل ميگرديد .
در آن زمان ، با در نظر گرفتن طعم و مزهى غذا خواص و مضار مواد آن را نيز از نظر دور نمىداشتند بگونهء زير : اول از صرف چند نوع غذا كه در يك زمان بخورند خوددارى ميكردند . همچنين از اغذيهء الوان كه با مواد مختلف باشند .
ديگر از خوردنىهاى متضاد الحالت مانند دو نوع ترشى كه يكى حيوانى و ديگرى نباتى مثل ماست و سركه باشد و دربارهاش ميگفتند :
با هم مىخورى سركه و ماست * عزرائيل ميگه تقصير ماست ؟ !
و خوردن دو نوع چربى مختلف الطبع مثل روغن نباتى و روغن حيوانى .
همچنين دو نوع شيرينى ، مثل عسل و انگور و عسل و خربزه و هرچه مثل اينها كه مضر سلامت و خنثىكنندهى خواص همشان ميدانستند و مقابلشان توجّه و دقّت به اغذيهء مناسب ، جهت اصلاح مزاج و بدن مانند صرف غذاهاى گرم و پرحرارت و نيرو ( كالرى ) براى زمستان و بىچربى و حرارت جهت تابستان ، تا آخر كه به همين محاسبات و مناسبات نخود را در غذاهاى مخصوص افطارهاى ماه رمضان مفيد مىدانستند . در اين اعتقاد كه نخود ، علاوه بر رفع ضعف گرسنگى روز ، تقويت و تحريك قواى حيوانى و شهوانى خورنده نيز مىنمايد ، به اضافهى خواصّ بىشمارش كه به امتحان آورده بودند ، مخصوصا كه اطبّاى آن زمان و طبّ قديم نيز دربارهء آن خواصّ متعدّد ذكر كرده ، از جمله يوسفى طبيب كه به شعر درآورده بود :
نخود را خواه خام و خواه پخته * خورد چون كس فزايد قوت باه ( باء )
برد رنج سُعال « 12 » بلغمى را * كند آواز را صافى به دلخواه
هامش
( 12 ) . سرفهئى كه از سردى و غلبهء رطوبت باشد .