تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧

سحرى و غذاهاى آن

اكنون ديگر ماه رمضان عملا شروع شده و از اين هنگام بود كه شهر يكپارچه صورت و حالت ديگر به خود گرفته وضع و حالات و روحيّات و عادات مردم متغيّر گرديده ، برنامهء زندگى و خواب و خوراك و كسب و كار و حتّى نشست و برخاست و حرف و سخن آنها دگرگون ميگرديد كه چگونگى آن را از دو سه ساعت به سحر مانده شروع مىكنيم . در اين موقع ابتدا زنها بيدار شده به آشپزخانه‌ها مىشتافتند و به پختن سحرى « 8 » كه معمولا از انواع پلوها و چلوها بود كه گوشت يا مرغ يا خورش آن را قبلا يعنى سر شب پخته جا انداخته بودند ، مشغول مىشدند و همراه آن به تهيّهء ساير مخلفات سفره ، بعد از گذاردن دم‌كنى بر روى ديگ برنج و آتش كردن سماور مىپرداختند . با صداى وزوز و آواز سماور « 9 » به اطاق برگشته به آماده كردن وسائل سماور و اسباب سفره مشغول مىشدند كه بايد با آن به بيدار كردن مردها و بچه‌ها و روزه‌بگيرها بپردازند . در اينجا توضيحى لازم مىآيد و اين آنكه چون در آن زمان هنوز ميز غذا مرسوم نبود و عالى و دانى غذا را روى زمين صرف ميكردند ، سماور و چاى نيز براى خود سفره‌اى داشت كه به اين صورت تركيب ميگرفت . ابتدا سوزنى « 10 » ترمه يا مخمل مستطيلى را كه با نوارهاى زرى « 11 » اصل يا بدل به طرز زيبائى نواردوزى
هامش
( 8 ) . غذاى سحر . ( 9 ) . سماورها با ذغال گرم مىشدند و طرز آتش‌خانه و ساخت و سازشان چنين بود كه چون در آنها آب به حرارت متوسط ميرسيد به صدا و وزوز درمىآمدند . ( 10 ) . سفره‌اى زينت شده كه زير سماور گسترده يا زنها پس از خارج شدن از گرمخانهء حمام ، هنگام لباس پوشيدن به زير خود ميگستردند . ( 11 ) . نوار ضخيمى از پارچهء محكم كه با تارهاى نازك طلا مانند نوار سر شانه‌هاى افسران -