تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
بستگيش باز مىشود ، و هرآينه زنى مورد بىمهرى و بىرغبتى شوهر قرار گرفته باشد ، مطابق اسم خود بعد از هر نماز آن را ذكر بكنند و از اين قبيل كه هنوز هم ميان بسيارى از سالخوردگان براى فتوح و گشايشات متداول مىباشد ! بعد از مناجات دعاهاى سحر بود كه معروفترين و موثق‌ترين آنها منسوب به امام محمد باقر عليه السلام ( الهمّ انى اسئلك من بهائك كله ) كه بنام ابو حمزهء ثمالى شناخته شده بود ذكر مردم و مناجاتيان مىگرديد ، مخصوصا كه قاآنى ، شاعر معاصر هم با اين قصيده آن را تأييد كرده بود :
ماه رمضان آمد اى تُرك سَمَنبَر * برخيز و بَرَم سَبحه و سجاده بياور اسباب طرب را ببر از مجلس بيرون * زان پيش كه ناگاه نقيبى رسد از در وان مصحف فرسوده كه پارينه ز مجلس * بردى بشب عيد و نياوردى ديگر باز آر و بده تا كه بخوانم دو سه سوره * غفران پدر خواهم و آمرزش مادر وان خوب دعائى كه ( ابو حمزه ) همى خواند * ما نيز بخوانيم بهر نيمه شب اندر
قابل ذكر است كه اين دعا را در بعضى خانه‌ها با چنان حالت خضوع و خشوع و توجّهى ميخواندند كه حتّى كودكان و اطفال را تحت تأثير قرار ميدادند .

بيدار شدن و بيدار كردن سحرها

ديگر از آداب و رسوم اين ماه بيدار كردن يكديگر در سحرها بود كه صميميت و يگانگى و صفا و همبستگى مردم را بهم مىرساند و آن نيز به اين صورت انجام ميگرفت كه هرآينه هنوز خانواده‌اى با صداى مناجات بيدار نشده كه « غالبا هم از لا قيدى و آسايش خيال بيدار نمىشدند » و در خواب ميماند اولين نفرى كه در
هامش
بىآبروئيش از طرف داماد ميكردند كه بكارتش براى شب زفافش نمانده باشد انجام ميگرفت . سور و آياتى را براى اين كار بر زه خيسانده خوانده بنام مرد گره زده نيت كرده در قبرستان دفن ميكردند .