تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
لباس پاكيزه به خواب ميديدند عملش را صالح و از حساب و كتاب آسوده‌اش ميدانستند و اگر با البسهء كثيف و ژنده مشاهده‌اش ميكردند آن را دليل آسودگى به گناهش ميدانستند . اگر مرده كسى را در خواب با خود برده بود مرگ آن شخص حتمى بود كه بايد تصدق بدهد و برايش صدقه ميدادند . اگر حامله‌اى از مرده خوراكى گرفته خورده بود ميگفتند بچه‌اش تلف مىشود و هموزنش خرما ميدادند . اگر مرده بشارت داده سخن خوب گفته بود رضايت او را از بازماندگان مىرساند و اگر نارضائى و بدى اظهار كرده بود بدى حال وى و عدم رضايت او را مىرساند . اگر مرده رو برگردانده يا مشاجره كرده بود دليل آن بود كه وصيتى كرده بجا نياورده‌اند و اگر خندان ديده شده بود دليل آن بود كه بىتوبه و نامسلمان از دنيا رفته است . اگر مرده نالان بود دلالت داشت بر آنكه بدكردار از دنيا رفته است و اگر از دردسر ميناليد در دنيا با مردم تكبر كرده بود و اگر از درد چشم ميناليد به ناموس مردم نظر داشته و اگر از درد گوش ميناليد دليل آنكه ميل بر شنيدن غيبت مردم داشته و اگر از درد دندان ناله داشته هتاك و فحاش بوده غيبت مردم ميكرده است و اگر از درد شكم ميناليده مال حرام خورده و اگر از درد پشت ميناليده زناكارى بسيار داشته است ! و اين اشعارى بود كه معركه‌گيرها در اين زمينه داشتند و با آن معركه ميگرفتند :
اگر در خواب ديدى مرده نالد * بدان از قوم و وارث شكوه دارد اگر خوش گفت و حرف دلنشين داشت * رضايت را كمال از همنشين داشت اگر ديدى كه چرك است و كثيف است * بدان در آن جهان زار و نحيف است اگر پاكيزه بود و نيك جامه * بدان نيكوست او را فعل و نامه چو ديدى مرده‌اى از جوع نالد * بدان اميد خيرات از تو دارد اگر ديدى ترا با خويشتن برد * بكن توبه كه گويد بايدت مرد اگر مرده ترا با خود هوا برد * نياوردت اگر ، پيش خدا برد