قدح ) « 22 » نهاده ، قهوه و قارى ميگذاردند .
ديگر از تشريفات لازم ( يقه باز كردن ) بود كه متعلقان نزديك مانند پدر و پسر و برادر ، مخصوصا فرزندان در سوگ مرده يقههاى خود را باز ميكردند در معنى آنكه از اين غم پيراهن چاك زده يقه دريدهاند « 23 » و زنها سياه پوشيده ، مو پريشان كرده ، هرگونه نظافت و بزك و سرخ و سفيد و زينت و زيور حتى شانه زدن مو را بر خود حرام ميساختند ، علاوه بر شوخى و خنده و تفريح و نشاط كه تا چهلم مرده ممنوع و ناپسند ميگرديد ، مگر مطالب تسليت و تعزيت و سخنان در اطراف محامد و محاسن ميت و آنچه موجب آرامش خاطر صاحب مردگان و آسايش و آمرزش روح مرده بوده باشد ، چه از عقايد بود كه ذكر جميل چهل مؤمن مرده را بهشتى ساخته از آتش جهنم معاف ميگرداند و دستور و تعليم تسليتدهندگان و ( سرسلامتى ) گويان به اطفال و جوانان و بىاطلاعان بر حفظ
هامش
( 22 ) . از تشريفات هر ختم بود كه طاقشالى وسط مجلس گشوده قاب چينى گل سرخى بزرگى كه قدحى در ميان داشت گذارده زوجى گلدان از جنس قاب و قدح دو طرف قاب و قدح نهاده ، دو بشقاب قهوه بالا و پائين سفره و دو گلابدان گلاب كنار قهوهها نهاده ، قارى شروع بقرائت قرآن و مجلسيان مشغول تمام كردن جزوهها ميشدند « قرآن را طبق تعداد حزبها در صد و بيست جزوه به اسم ( صد و بيست پاره ) چاپ كرده براى قرائت در ختمها و غيره وقف ميكردند » و اين قاب و قدح همچنان برجا بود تا صاحب مجلس اذن ( الرحمن ) كه علامت خاتمهء ختم بود داده خادم بجمعآورىشان بپردازد و بعد از تمام شدن الرحمن هم بود كه چنانچه واعظ بود به منبر رفته ذكر مناقب و محاسن ميت يا ميته مينمود و در صورت اناثيت مرده فقط ختم در مسجد مختص مادرها و مادربزرگها بود كه براى زن و خواهر و دختر ختم مسجد و مردانه نميگذاشتند .
( 23 ) . چو گل هردم ببويت جامه بر تن - كنم چاك از گريبان تا به دامن . دست عاشق اگر بجان نرسد چاره جز پيرهن دريدن نيست ، كه معلوم مىشود يقه چاك كردن و پيرهن دريدن در جهت سوگ و عزا و ناراحتىها و ناگوارىها از قديم رسم بوده است .