تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
صد دينار داده نان شيرمال خريده ، با فرنى جيره‌اى كه تا پيش از آن پولش را ميگرفت صرف كرده بود ! دارائى و گردآورىاى كه پس از مرگش يكى پس از ديگرى به تاراج رفته صرف عرق چكيده و شراب رسيده و خرج نغمه تار و عشوه يار شده ، ثمره‌شان خير روح پرفتوح او شده ! رندان سينه‌چاك و قلندران بيباك اطرافيان وارثش جامها را به سلامتى او بسر و مهوشان را به ياد او به بر كشيده فشار مقعد سگ و متلك‌هاى آبدار و دشنامهاى چاروادارى و جفنگ‌هاى : ما ميخوريم تو آن دنيا حسرتش را بخور . شلغم را گفته‌اند و بويش ، و ثواب طهارت قوس را نثار او بكنند . « 21 »

برگزارى تشريفات ميت

چون ميت را به خاك سپرده بازميگشتند اگر ظهر بود همراهان و تشييع‌كنندگان را ناهار و اگر شب بود شام ميدادند كه مرده غذاى اول آن دنيايش را تنها نخورده باشد و در اطاقش شمع و چراغ روشن ميگذاشتند كه خانه‌اش تاريك نمانده باشد و صبح فردايش شيشه‌اى شربت و شيشه‌اى گلاب برده روى قبرش ميريختند و منزل مباركى يعنى منزل نوت مباركت باشدش ميگفتند در اين معنى كه بشارتش ميدادند كه شب اول قبرش گذشت و سر قبرش پول و شيرينى به فقير ميدادند و برايش فاتحه و قرآن ميخواندند و تا سه روز يا روز سوم در خانه يا مسجد برايش ختم گذاشته قارى و واعظ و روضه‌خوان خبر ميكردند و اگر ختمش در مسجد بود در خانه نيز ختم زنانه ترتيب داده علاحده برايش ( قاب و
هامش
( 21 ) . مازندرانىاى هنگام فوت وصيت مىكند كه تمام كارهاى واجب و مستحبّى خود را انجام داده مگر طهارت‌هاى ماه‌هاى قوس ( ماه آخر پائيز ) كه آن را بخاطر سردى آب فرو گذاشته ، سى سال طهارت قوس بخرند !