خفتن شام به جمعآورى كرايه دكانها ، كرايه خانهها ، كاروانسراها ، حمامها كه با قرار روزانه اجاره داده بود بپردازد ، بدون آنكه گلوئى تازه كرده يا سدجوئى نمايد و تنها غذاى او شب به شب تكه نان و پياله آب گرمى بود كه بقول خود با آن ( رگعشا ) « 20 » را شكسته ميگفت ضعف گرسنه خفتن به آسانى چارهپذير نميباشد ، و تا درجهى خست و لئامت او معلوم شود لازم به ذكر مطالب زير ميآيد :
از جمله دكاكين به اجاره دادهاش پزندگىها و خوراكىفروشها بود كه با هركدام آنها ، علاوه بر كرايه ، ناهار و شام و نان و نوائى هم هفتگى مقرر داشته بود ، مانند نانوائى كه سواى پرداخت اجاره اگر سنگكى بود يك نان سنگك و اگر تافتونى بود دو قرصه براى ظهر و شب قرار گذاشته بود ، همچنين براى چلوى و كلهپزى و حليمى و فرنىپزى و يخنىپزى و ديگر و ديگر كه در هفته يك غذا يا دو غذا ضمن اجارهنامه قيد كرده بود ، اما همان نان و غذاى مفت را هم نگرفته و نخورده قيمت آن را دريافت مينمود ، و همين قرار با مستأجرين خياط و پارچهفروش و كلاهدوز و حمامى و سلمانى و كفاشى و پينهدوز و غيره كه كفاف حوائج كفش و لباس و حمام و غيرهى او نمايند كه آنها را هم پولشان دريافت نموده چرك و كثافت سر و رويش را پوشانيده ، موى سر و ريشش نمد شده ، قبا و ردايش چهل وصله شده بود ، در تنها گذشت و تهورى در روزهاى آخر عمر كه چون مطمئن به مرگ شده بود اينكه روزى گفته بود ( گور پدر وارث )
هامش
( 20 ) . رگ عشا را رگى ميدانستند كه شب به شب غذا خواسته نيرو به تمام بدن مىرساند و از عقايد محكمه بود كه گرسنه گذاشتن آن رگ موجب ضعف و ركود كلى بدن مىشود كه هرچند با لقمه نانى باشد بايد آن را شكست و غذاى وى را به او رسانيد و در روايات نيز بود كه گرسنه خفتن يك شب تا چهل شب تلافى سستى و ضعف آن نمينمايد ، خاصه شب شنبه و يكشنبه كه جبرانپذير نميگردد ، و شايد غرض از اين دو شب توالى آن بوده .