مرعى داشته توكل به خدا نموده براى صغار قيّم و وكيل و سرپرست امين بگمارد ، و هرآينه تا اين زمان براى خود از تهيهء كفن كوتاهى كرده به تهيه آن پرداخته كفن نوشته خريده ، يا كفننويس اجير كرده آنچه از آيات رحمت كه در اينباره وارد شده و خود دلش بر آن قوى مىشود بگويد تا بر آن نوشته در دسترس بگذارد و چنانچه به تهيهء وصيتنامه برنيامده به كار آن پردازد و در وصيتنامه از وحدانيت و رحمت پروردگار غافل نبوده خدا را به يگانگى و محمدش را به رسالت و على و يازده فرزندش را به امامت ياد كرده اقرار به مرگ و قبر و حشر و نشر و ميزان و كتاب و صراط و بهشت و دوزخ و دين و ايمان و اسلام و قرآن و سنت نمايد و در آن از خداوند درخواست كند تا او را با محمد و اهلبيتش محشور و در قبر ، ايشان را انيس و مونسش گرداند و اميدش را بر رحمت رحمانى و اصل گرداند و آنچه را كه خواهد و لازم داند در آن قيد كرده به مهر و امضاى خود و شهود برساند و بداند بدبختترين مرده آن باشد كه وصيتنامه نگذاشته باشد .
تكليف ديگران دربارهء محتضر
در ساعات احتضار ديگر تكليف بر اطرافيان بود تا پاهاى او را به طرف قبله كشانده نزديكش كسى را بگذارند تا سورهء ياسين و صافات بخواند و اگر تواند نام خدا و ائمه و شهادتين را بر وى تلقين كرده بر زبانش بگذارند و غدغن كنند تا تارك الصلاة و جنب و حايض در مكانش پا نگذارند و چون درگذرد چشمانش را خوابانده ، دستهايش را كشيده ، دهانش را جفت بكنند و پاهايش را كشيده ، چكو چانهاش را بسته و كفنش را حاضر كرده آشنايان را مطلع نمايند .
ديگر از دستورات عرفى بود كه صاحبان محتضر چون وى را در احوال واپسين نگرند به حمامش برده موهاى زائدش را سترده ، حنا و خضاب كاملش نموده ، لباس تميز اعلايش بپوشانند و اگر اين امور مقدور نبود ، چندانكه حالت