تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
كاغذى ثبت كرده چند ريش‌سفيد پايش را مهر نموده صحه ميگذاردند و اگر متعارف و مانند دستور دفن و كفن و نماز و روزه و امثال آن بود استماع كرده بعهده‌ى اولاد ارشد و وصيش ميگذاشتند . اين دستورات نيز طبق اخبار و روايات تكاليفى بود كه افراد منظم و مطيع شرع درباره خود مرعى ميداشتند : وارد بود كه چون آثار موت بر كسى ظاهر شود اول كسى كه بايد به فكر خويش بوده دلش به حال خودش بسوزد خود او مىباشد كه راهى پيچيده و مبهم جلوش مىباشد كه بايد با اقرار به گناهان و اعتراف قلبى به تقصيرات و ندامت از افعال گذشته و توبه و تضرع و زارى آن را همراه و سهل نمايد و ديگر تنظيم وصيت و اقرارنامه درباره حقوق خداوند و بندگان خدا و آنچه از مردمان بر ذمّه‌ى وى مىباشد و بداند كه بعد از مردن اختيار هر مال و هر كار از دست او بيرون رفته ديگر قادر به انجام هيچ عملى نبوده و وارثان و اوصياى وى را اعتمادى بر اجراى دستورات او نميباشد و از سهل‌انگارى وصيت جز حسرت و ندامت بر وى نميماند . پس حق اوست كه يك‌سوم از مال خويش را براى خود و هر كار و هر عمل كه دلخواهش باشد اختيار نمايد و چه بهتر كه از اين ثلث راه آخرت را بر خويش هموار كرده ، در راه مستحقان و خيرات و صدقات و صالحات باقيات وصيت نمايد . بعد از آن ترضيهء خاطر از برادران و خواهران دينى و نزديكان و دوستان و خويشان كه بر آنها ستمى روا داشته يا عدم رضايتى از ايشان استنباط مىكند يا حقى از آنها ضايع ساخته ، يا غيبت و بدزبانى و اهانتى كرده نمايد ، كه اگر قادر بالفعل بوده با قدم و زبان و مال ، با دست خويش و اگر توانائى جسمى و قدرت حركت نداشته باشد كسان براى آن امور مأمور سازد و يا احاله‌ى وصى نموده در وصيت بگنجاند . ديگر دربارهء عيال و اطفال خود هيچ‌كس را دلسوزتر و مهربان‌تر از خالق آنان ندانسته آنها را به پروردگار بسپارد و تكاليف شرعى خويش را دربارهء آنان