اللّه و خدا كريم و صلوات * ديگه ( زِرمَدى ) « 6 » گنبد برنجى
اومد كه كند ( فزرت و قمصور ) « 7 » * دين احمدى ، گنبد برنجى
اونجور كه خراب كرد و ديدى * طاق گنبدى « 8 » گنبد برنجى
همراه شوخىها و متلكهائى در اين زمينه : ايشاء اللّه خودم برات گنبد برنجى خبر بكنم . بسكى پيش خدا اجر و قرب داشت گنبد بارگاهش را جلوجلو داد براش ساختن . خودش خر نداشت سوار بشه نعشش گنبد برنجى سوار شد . از ترتر تابوتش پيداست كه چى نثارش ميكنن . . . !
آداب اموات
ترتيب برگزارى تشريفات ميت هم به اين صورت انجام ميگرفت كه : در هنگام احتضار تا بدون توبه و وصيّت نمرده باشد هر زمان به نوبت يكى از دوستان يا خويشان بر بسترش حاضر شده او را با اين سخنان كه : استغفار رنج بيمارى را اندك ميسازد . استغفار و توبه انسان را بهشتى مىكند . توبه و انابه دستگير آخرت مىشود . وصيت مبارك است . وصيت عمر را دراز مىكند و گناهان را ميريزاند . اين شترى است كه در خانهء همه خوابيده . مردن دير و زود دارد سوخت و سوز ندارد . آدم بىوصيت خسر الدنيا و الآخرت مىشود . وادار به كلمات توبه و استغفار نموده از او وصيت ميگرفتند كه اگر وصيت قابل اهميت بود مفاد آن را در
هامش
( 6 ) . كلمهاى مسخره در بيهوده دانستن حرف يا كارى و مسخره اشخاص ، ايضا در جملهى ( زرمدى قرمهسبزى ) .
( 7 ) . زرت يا فزرتش شده قمصور ، اصطلاحى در سستى و كجعهدى و ويرانى و از ميان رفتن يا از ميان بردن كس و كار و سنت و چيزى .
( 8 ) . اشاره به خراب كردن چند بازار و بازارچهها و طاقهاى گنبدى به امر رضا شاه . يعنى همچنانكه طاقهاى گنبدى خراب شد با آمدن ماشين گنبد برنجى بنيان دين و مذهب خراب شد .