نمينمود به دوشش گرفته دور خانه گردانده يكيك اشيائش را از نظرش گذرانده مثلا ميگفتند : اين رخت و كلاهت است ببين كه ديگر نخواهى ديد « البته با لهجهء خودشان باينصورت : ( ببين ببين كه ديگه نخواى ديد ) و قالىاش را نشان داده ميگفتند اين قاليته ببين ببين كه ديگه نخواى ديد . اين رختخوابته ببين ببين كه ديگه نخواى ديد . اين چراغته ببين ببين كه ديگه نخواى ديد و به اين ترتيب از لوازم اطاق و صندوقخانه و تو صندوقى بيرون صندوقى و منقول و غيرمنقول تا به صحن حياط و نشان دادن زواياى آن رسيده ، حوض را نشان داده ، آشپزخانه را نشان داده . هشتى ، طاقنما ، كتيبه ، هره ، جرز ، ديوار ، تا به مستراح ميرسيد و جلواش برده همان كلمات را القا كرده ميگفتند : اين موالته ببين ببين كه ديگه نخواى ديد و گور باباته ببين ببين كه ديگه نخواى ديد و توش برين كه ديگه نخواى ريد ! كه البته تخفيف و توهين و ستم و آزار به كليمىها به اين مختصر محدود نشده بجاى خود خواهد آمد .
حركت دادن ميّت
در اين موقع تابوتى از نزديكترين مسجد حاضر كرده جمعيت جمع شده جسد را در آن گذارده قطيفه و قاليچيه به رويش ميكشيدند و تا آنكه دل از خانه و مال و منال كنده از آنها قطع اميد بكند سه مرتبه به زمينش گذارده ، بلندش كرده ، مرتبهء آخر حركتش داده ، سه نوبت نيز از خانه بيرونش برده داخلش ميكردند و نوبت سوم به دوشش ميگرفتند و در اين هنگام بود كه هنگامهء شيون و شين كه تا آنزمان جسته گريخته به گوش ميرسيد ، چنان كه مرگ او را گمان نكرده حتمى نميدانستند برخاسته خانه و كوچه را در خود ميگرفت و براى اطرافيان بود كه هرچه زودتر جنازه را از ديدرس بدور نموده زارى و خودكشان نزديكانش را كم بكنند و با گفتن ( به حرمت شرف لا إله الّا اللّه ، بلند بگو لا إله الّا اللّه ) پيشتاز تابوت و جواب ( لا إله الا اللّه ) حاضران بود كه بسرعت روانهاش ميساختند .