اگر خانههاى علما و رجال بستهايشان جلوخوانهاى منازل و سرطويلههايشان بود ، بستهاى امامزادهها زنجيرهايشان بود كه جلو مدخل هر راه به امامزاده كشيده شده بود كه گاهى اين زنجيرها جلو بازار و كوچه و دهانهى دالان آن امامزاده كشيده بود و گاهى جلوى در وروديش مانند حريم حضرت عبد العظيم كه زنجير بستش از شمال ، ابتداى بازار و از جنوب و غرب و شرق نيز ابتداى كوچههاى متصل به آن و در اين صورت وسعت و حدود بستش تقريبا تمام حوالى حرم و كوچه بازارهاى اطراف آن بود كه بستى ميتوانست تا باز از كوچههاى آن تردد نمايد ، و امامزاده سيد نصر الدين تا صد قدمى كوچههاى چهار طرف و امامزاده سيد اسماعيل به همين صورت از ابتداى كوچههاى شمال و جنوب كه تا هفتاد هشتاد قدم را در بر ميگرفت و بست قم از ابتداى بازار حضرتى « بازارى شمال جنوبى سمت شرق رودخانه از ابتداى پل قديم كه امروزه خراب شده داخل فضاى سبز شده است » و بستهاى حضرت رضا در مشهد از اواسط خيابانهاى بالا خيابان و پائين خيابان كه در اوايل سلطنت پهلوى به جلوخوانهاى آن محدود شده ، سپس به كل موقوف و با تمام بستها جمع و صيانت و حرمتشان برچيده شد .
بجز موارد بدهكارى و قتل و جنحه و مانند آنكه بستها وسيله راه نجات ميآمدند استفاده ديگرى نيز داشتند و اين مواقع اختلاف ملت با دولتها بود كه چندانكه امرى بر خلاف ميل مردم از شاه و وزير و حاكمى صادر ميگرديد پناهنده به بست شده ، بست مينشستند چندانكه آن حاكم و شاه و وزير را وادار به ترك آن تصميم و كار بكنند .
بستها در اين خصوص صورت تلگرافها و شكوائيهها و عرضحالها را داشت كه چون عدهاى متحصن شده در جائى بست مينشستند ، اگر امر كلى و عمومى بود بازارها نيز در پيرو آن تعطيل شده مردمش به آنان ميپيوستند و اگر چاره نميشد از همانجا هم بود كه قطعنامههائى تهيه و تنظيم شده به خارج از
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 218
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٢١٨