تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
مانند : ممه اخه ، ممه تلخه ، ممه لولوئه ، ممه چخه ميگرفتند ، تا كم‌كم كه آن را با ترياك تلخ ميكردند . دوده و روغن چراغ ماليده سياه ميكردند . بر آن عكس لولو ميكشيدند . صبر زرد « 242 » ماليده تلخ ميكردند ، تا وقتى كه يكباره از او بريده روى پستانها از زير پيراهن دستمال يا بغچه بسته بگويند ( ممه رو لولو برد ) « 243 » و براى رفع نحوست او هم از دورى پستان اين دستورات بود كه بعد از شير گرفتن به كار ميبردند : مطابق وزنش شب زير تشكش گندم پهن كرده صبح به فقير ميدادند . هفت مشت نقل را نيت كرده به هفت ميمون ميدادند . كوزهء كوچكى را گندم كرده با وى به امامزاده‌اى كه در آن كبوتر باشد برده كوزه را به دستش داده دستور ميدادند تا زمين اندازد كه در پريدن كبوترها ميگفتند : كفترپر ، نحسىى بچه مم پر و چون كبوترها مجددا بازگشته به جمع كردن دانه‌ها ميپرداختند مادر طفل ميگفت : بخور ، بخور ، غممو بخور ، نحسى بچه‌مو بخور .

بيمارىهاى اطفال و دوا درمان از نظر علمى و اعتقادى

اگر بچه به گوش درد مبتلا شده بود كه آن از سرخى گوش و حوالى آن و سر به اين سو و آن سو نمودن و گريه متناوب شديد ظاهر ميگرديد ، چاره آن بود كه گوشش را گرم ميكردند . ترياك در گلاب حل كرده ميچكاندند . دود چپق و قليان ميدادند . ترياك و آب گشنيز ميدادند . دستمال گرم ميانداختند . نزديك گوش دردكن آهن داغ كرده نگاه ميداشتند . مادر طفل نمك يا نعنا جويده آب دهان در گوش بچه ميچكاند . اسم ( سميع ) را بر پارچهء قرمز نوزده مرتبه با آب دهان طفل نوشته برشانهء طرف گوش دردكنش ميدوختند !
هامش
( 242 ) . داروئى زردرنگ تلخ . ( 243 ) . مايهء ضرب المثل معروف ( ممه را لولو برد ، يا ديگه آن ممه را لولو برد ) .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 173 | جعفر شهرى باف