او ميدهند . اگر شستش را مىخورد ميگفتند شير بهشت مىخورد .
شرائط دايه
براى تمام مادران بود كه طفل خود را خود شير داده پذيرائى بكنند ، چه شير مادر را براى طفل بهترين شيرها ميدانستند و همچنين براى مادر پرفايدهترين كارها كه با آن سلامتيش تأمين و خونش تصفيه و رنگ رخسارهاش روشن ميگرديد علاوه بر اينكه اخلاقش خوش و خويش ملايم و عمرش دراز و از بسا امراض هولناك غير قابل درمان و بيماريهاى گوناگون مصون ميماند و فرزند كه به خلق و خوى او بار ميآمد و عطوفت و محبت به مادر پيدا مينمود ، و در صورت ايراد و اشكال ، مانند بيمارى و رنج پستان و خشك شدن شير و فوت و بىمادرى اين احوال از شرايط دايه بود كه رعايت و بر آن دقت وافى ميداشتند .
نمازخوان و اهل طهارت و تقوا و دست و دل پاك و چشم و دل سير و نجيبزاده بوده باشند سابقهى دزدى و حيزى و عشق و هوس و هرزگى و مثل آن نداشته باشد . جوان باشد . سلامت باشد . صحيح الاعضا و درستاندام باشد . از پريشانى خاطر و التهاب و اضطراب و پرخاش و مجادله و منازعه و پراكندگى حواس بدور باشد . خوشخلق و صبور و ملايمطبع باشد . به كودك علاقمند و به وى نه بخاطر اجرت ، بلكه بخاطر خود او محبت داشته باشد .
بعوض از وظايف صاحب طفل بود كه دايه را عضوى از اعضاى خانوادهء خود بداند . با وى يگانگى و عطوفت و مودت و محبت داشته باشد . حوائج او را مرتفع داشته وسيلهى آسايش خيال او را از هر جهت فراهم بياورد . حقوق مكفى و معونهى كافى به او برساند . غذا و مأكول و مشروب نيكو به او بخوراند . برايش محيط آسوده و آرام دور از اضطراب و مشغله بوجود آورد .