تلخ شدن شير - رنج پستان
اگر شير تلخ و بدمزه شده بود ، كوكوى تره ميخوردند « اين غذا را براى رنج بواسير نيز به كار ميبردند » با غذا سبزى خوردن زياد ، مانند نعنا و ريحان و مرزه و تره ميخوردند . شربت پونه ، شربت بيدمشك ، سركه شيره ( خوراك سپهسالار ) « 241 » مينوشيدند . از خوردن آب زياد خوددارى ميكردند و بدمزگى شير از آنجا معلوم ميشد كه طفل از خوردن آن سر باز زده تنفر مينمود ، يا مادر و كسى آن را خورده معلوم مينمود . اگر پستان ورم كرده يا دمل شده بود طفل را از آن بازداشته ، اسفرزهء خيساندهء نيمگرم ميچسباندند . انجير و سقّز كوبيده ميگذاردند . آب آهك ممزوج با روغن كنجد و سفيدهى تخممرغ ميماليدند . اگر ميخواستند سر باز كند : فضلهء كبوتر و آهك و زردهء تخم مرغ ميبستند . شكل قيچى را با اولين خون حيض دختر به كاغذ كشيده بر پستان ميآويختند ! سگ را ( چخ ) كرده ميگريختند !
از شير گرفتن و اعمال مربوط به آن
رسم از شير گرفتن بچه هم اين بود كه اولا در بهار و پائيز كه هوا در اعتدال بود ميگرفتند زيرا در تابستان امكان اسهال ميدادند و در زمستان ميگفتند دچار تب و نوبه مىشود و مخصوصا فصل از شير گرفتن پائيز بود كه پشتش به سرما و انار در دسترس بوده بتوانند با آن پيشگيرى مضرات بىشيرى او بكنند .
چون پستان جهت طفل از محبوبترينش به حساب ميآمد براى جلوگيرى از رنج مفارقتش چندى قبل از بازداشتنش از او تكذيب و تنقيد پستان كرده جلوش از او بد گفته آن را ( اخ ) و اخى و زشت خوانده ، از او عيب و ايرادهائى اينچنينى
هامش
( 241 ) . سركه شيره را خوراك سپهسالار ميگفتند ، چه بجاى هر شربت از آن صرف كرده از آن در جهت خود فوايد زياد ذكر مينمود .