تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
بازگشت مهمانها هم بود كه سر چشم‌روشنىها باز شده از طرف هريك از حاضران چيزى از پارچه و بلور و چينى و چراغ و لاله و قاليچه به خانهء زائو ميرسيد و شب همين روز هم بود كه زائو خود را هفت قلم آرايش كرده جايش را با جاى شوهر يكى مينمود و وظيفهء شوهر بود كه با وى همبستر شده بچه دانش را كه پائين افتاده بود بالا بفرستد .

قنداق - قنداقه

اكنون نوبت پرستارى كودك ميرسيد كه ميگفتند بچه تا دو سال بايد در قنداق بوده باشد تا اندامش مستقيم و درست و راست بشود و بدون قنداق و باز نگاهداشتنش را سبب نواقص اعضا و اندام او ميدانستند و براى اين كار دستوراتى داشتند : پيشانيش را با پيشانىبند ميبستند كه پيشانيش دنبكى و كله‌اش خربزه‌اى نشود . لچك سرش ميكردند كه گوشهايش ( بلبله گوش ) نشود . كلاه سرش ميگذاشتند كه مغز و ملاجش سرما نخورد . پشتش بالشتك ميگذاشتند كه قوز درنياورد . پاهايش را با بند سينه‌بند ميبستند كه كمان پا و پاپيچيده نشود . بند قنداقش را محكم ميبستند تا كمر باريك بشود و كفلش را شل ميبستند كه سرين پيدا كند . دو مرتبه در روز و يك مرتبه آخر شب ميشستندش تا جلوگيرى از شاش‌سوزيش بشود . پس از باز كردن ، دستهايش را باز و بسته نموده به هر طرف كشيده موچ ميكشيدند تا خستگيش در برود . سفيدآب لاى پايش ميپاشيدند كه از عرق و شاش سوز شدنش جلوگيرى بشود . و در آخر از واجبات بود كه بعد از تمام شدن كار قنداق ، كف دستها را سه نوبت به زمين زده سپس بغلش بكنند كه درد و مرضش به زمين برسد .

شير و غذاى بچه

دربارهء شير طفل دستور بود كه هر زمان پستان ( رگ ) كرده شيرش سرازير ميشد