دليل آن بود كه كودك گرسنه شده است و بايد شيرش بدهند . گريهء او را نيز دليل گرسنگيش ميدانستند . فاصلهء ميان دو شير در نوزاد دو ساعت بود كه از چهار ماهگى ببعد سه ساعت به سه ساعت ميكردند . در گريه و خندهى طفل نبايد پستان به دهانش بگذارند كه در گريه اخمو و در خنده دلقك مآب مىشود .
پستان را بايد اول كمى دوشيده حرارت و شير ماندهاش را گرفته بعد از آن بدهند . در تابستان اول مادر با آب سرد طهارت گرفته ، پستانش را نيز با آب سرد خنك كرده پس از آن بدهد . شير عراضش ( شير در حال عصبانيت و غضب ) ندهند كه بيمار مىشود . هندوانه و ماست و خيار زياد نخورد كه شيرش آبكى و طفل دچار دلدرد مىشود . خوابيده پستان به دهان كودك نگذارد كه ممكن است مادر خوابش برده پستان جلو دهان و نفس طفل را گرفته خفه بشود .
همچنين از دستورات خانوادههاى متقى بود كه مادر هنگام جنابت و حيض پستان به دهان كودك نگذارد كه بىتقوا مىشود و در اين اوقات او را به ديگرى بسپارد كه شير بدهد . با وضو به طفل شير داده و غالبا بعد از نمازها پستان به دهان او بگذارد . هنگام رضاعهى طفل ، از خوردن غذاهاى ( تكه همسايه ) و مهمانى و خانههاى اين و آن بپرهيزد شايد شبههناك بوده باشد .
خود را مانند فرد صائم از حرف و سخن بى جا و دروغ و غيبت و مانند آن بپرهيزاند . همه روزه گوش طفل را از اسماء اللّه و آيات قرآنى بهره برساند .
بهترين شير را براى كودك شير مادر و مدت آن را براى دختر هيجده ماه و براى پسر بيست و دو ماه بداند . از ماه سوم به بعد به هر غذا انگشت زده به دهان طفل بگذارد . اندكاندك مايعاتى غليظ مانند فرنى آرد جوى از ( خاصه ململ ) « 236 » گذارنده و نبات كمك شيرش بكند . تا كمكم كه زلال آبگوشت رقيق بىچربى به او ميدادند . برايش آش بدون بنشن ، از گوشت قرمز و ماهيچه و آب
هامش
( 236 ) . ململ نازك .