پوشانده بيرونش ميفرستاد و در اين هنگام بود كه با خارج شدن كودك از گرمخانه سينى ، مجموعههاى شيرينى و شربت و ميوه به سربينه وارد شده جلو مهمانها قرار ميگرفت . سينىها و قسمتىهاى كارگران به گرمخانه فرستاده ميشد ، يا آنها نيز به سربينه دعوت ميشدند كه با بقيه صرف بكنند و چنانچه حمام قرق نشده عمومى بود به هريك از مشتريان نيز شربت و شيرينى تعارف شده آنها هم مشمول ميشدند .
بعد از آن آب چهل كليد زائو را نيز ريخته با حوله و قطيفه بدنش را پوشانده بيرونش ميبردند و در سربينه سه چهار تخممرغ كه برايش كنار منقل گذاشته بودند بطور عسلى به خوردش داده ، اسفند مفصلى دور سرش گردانده برايش دود ميكردند و لباس نوش را كه مخصوص روز حمامش مادرش برايش دوخته در سيسمونى بچهاش گذاشته بود تنش كرده ، بزكش كرده ، بزن و بكوب جانانهاى با طاس و دولچه برايش به راه انداخته سر خشك كنش را بسر و دور گردنش تا سرما نخورد پيچيده چادرش را به سرش ميكردند و تا ( دستش تا رسيدن به خانه خالى نباشد شانهء سرش را به دستش ميدادند ) و به خانهاش ميبردند و از خانه برايش منقل اسفند جلو فرستاده ، اگر شكم اولش بود برايش گوسفند قربان كرده از روى خون آن عبورش ميدادند .
براى اين روز نيز زنان آشنا و فاميل دعوت شده پذيرائى شايستهاى از آش رشته و كاچى و ( عدسپلو يا ماشپلو ) به عمل آمده ، روضه مولودىخوان زن يا مطرب زنانه نشانده ، آن را با عصرانهء ميوه شيرينى تكميل ميكردند و بچه را به بغل بزرگترها گذارده هريك سكهء طلا يا چيز طلائى به پر قنداق بچه ميگذاشت و اين مهمانى ( حمام زايمان ) بود كه در آن مردها حق شركت نداشتند و از
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 166
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص١٦٦