نرسيدگىاش ميآورد كه فورا هم ( نفس لاميه ) بر او نهيب زده دست از انار كوتاه مىكند و اين از جهت همان انگشت متجاوزى است كه بر انار غير وارد ساخته است !
اين عقايد را نيز دربارهء طفل بود كه به يكدگر منتقل ميساختند : اگر بچه ، چه پسر و چه دختر بدون عيب به دنيا آمده ( چهارستون ) بدنش سالم بود آن را تفضلى دانسته بايد شكر خدا بجاآورند . اگر پنجههايش باز بود او را پر روزى و اگر بسته و فشرده بود كمروزى و تنگروزيش ميگفتند . اگر نقطه يا قسمتى از صورت و بدنش خونمردگى يافته سياه شده بود ( ماهگرفتگى ) ميگفتند و عقيده داشتند كه مادرش وقتى كه ماه در خسوف بوده است به آن نقطه از بدنش برده است . اگر شش انگشتى و لوچ و لبشكرى به دنيا آمده بود ميگفتند مال شب عزيز « 227 » است كه همبسترى كردهاند . اگر پنجهمرغابى ( پنجههاى بهم چسبيده ) بود خوشقدمش ميدانستند . اگر در ( پرده ) « 228 » آمده بود او را محجوب و عفيف و مؤمن ميگفتند . اگر ختنه كرده آمده بود او را ( سنت كرده ) گفته دليل ايمان و تقواى پدر و مادرش ميدانستند . اگر مو تراشيده آمده بود ميگفتند اهل طاعت و نماز و اهل علم مىشود . اگر شب يا روز عيد قربان به دنيا آمده بود اسمش را با خودش آورده حاجىاش ميگفتند كه ( حاجى شكمى ) بود يا جلوى اسمش حاجى ميگذاشتند .
حمام زايمان
شب دهم ، اسفند را سوزانده از سوختهى آن با انگشت نشانى وسط ابروى زائو و
هامش
( 227 ) . شبهاى عزيز عبارت از شب عيد غدير و شب عيد قربان بود كه در اين شبها مقاربت و بغلخوابى كراهت داشت و اگر انجام ميدادند بچهشان شش انگشتى درميآمد !
( 228 ) . نوزاد در درون كيسه ( پوستى نازك ) ميآمد .