تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
ميپاشيدند . بند رخت به مچ پايش ميبستند . اسمش را پشت در اطاق مينوشتند . دعاى آل و ( ام الصبيان ) « 220 » همراهش ميكردند . كف دست و پايش را سياهى ديگ ميراثى ميماليدند . اين دستورات نيز براى زائو و پدر و مادر و اطرافيان او بود كه بايد رعايت داشته باشند : زائو خود را از آتش و ريختن آب جوش به زمين و تنهائى حفظ بكند . تا سه روز پس از تولد فقط به طفل قنداق ( قندآب ) بخورانند . سه روز دوم را تا ( مامازى ) « 221 » هايش همه بيرون بيايد بارهنگ نبات ، بارهنگ كره بخورانند . پستان را شب شش ، بعد از شام مهمانها كه شكم‌هايشان سير باشد ، تا بچه چشم و دل سير بشود به دهانش بگذارند . اولين آب و قنداق را بزرگ‌زاده و آدم چشم و دل سير به گلويش بريزد . شير ( ماك ) « 222 » به بچه بدهد كه موجب استحكام استخوانهايش بشود . زائو پستانش نشان كسى ندهد كه شيرش چشم مىخورد . پستان را در تاريكى و آفتاب ندوشد كه شيرش خشك مىشود . در هواى گرم ، اول پستان را با آب سرد خنك كند سپس به طفل بدهد كه در غير اين صورت قى و اسهال مىشود . جنب و ناپاك پستان به دهان طفل نگذارد كه حيز و نانجيب و ناپاك مىشود . در شير دادن انديشه‌ى ناپاك و رفتار خلاف نداشته باشد . تا بچه شير ميدهد حرص و جوش نخورد كه شيرش عراض « 223 » شده بچه را بيمار و عصبى مزاج ميسازد . بلافاصله بعد از جماع پستان به دهان طفل نگذارد كه بچه‌اش حشرى « 224 » مىشود . آبكى كمتر بخورد تا شيرش آبكى نشود .
هامش
( 220 ) . دعائى به اسم فارسى يعنى مادر بچه‌ها كه براى حفظ كودك از خطرات ميگرفتند . ( 221 ) . مدفوع روزهاى اول كودك به رنگ زرد تيره . ( 222 ) . اولين شير ، شير غليظ مايه‌دار . ( 223 ) . ناسالم ، مسموم ، ناسازگار ، فاسد . ( 224 ) . بيقرار در شهوت‌رانى ، شهوت‌پرست .