براى زياد شدن شير آش رشته و سركه شيره بخورد . تا شيرش خوشطعم شود با غذا تره و كوكوى تره بخورد .
از وظايف اولياى طفل بود كه نام نيكويش بگذارند . اسمش را از نامهاى پيغمبران و ائمهى دين اختيار بكنند . برايش ( عقيقه ) « 225 » بكنند . از شير پستان افراد و دايهء بىنماز و بىتقوا به دورش بدارند . و براى اطرافيان كه زائو را حرص و جوش نداده اخبار هولناك به او نرسانده شيرش را ( عراض ) ننمايند .
داستانهاى شير ناپاك
اين دو داستان نيز اثرات سوء شير ناپاك و اعمال ناشايست مادران را مىرساند كه سينهبهسينه منتقل ميگرديد : عالمى را ميگفتند كه فرزنديش ناخلف و ناباب درميآيد و چون از او سبب ميپرسند ميگويد در ( سامره ) « 226 » عيالش پس از زايمان دچار بيمارى سخت ميگردد كه ناچار براى طفل مجبور به آوردن دايه ميشوند و پس از سالى عالم دايه را در حال نماز مينگرد كه ( دست به سينه ) ايستاده اثر شيرش كه عجين با دشمن على بوده در او اثر گذارده است . و داستان ديگر آنكه فرزند عالم زاهدى ( مأبون ) شده باعث رسوائى ميگردد و چون عالم عيال را مورد بازجوئى و بازخواست قرار ميدهد ميگويد هنگام حمل از كنار باغى ميگذشته ، شاخههاى انار از ديوار آن آويخته بوده كه ميلش بر انارها تحريك مىشود و ناچار بر يكى از آنها دست برده فشارى به امتحان رسيدگى
هامش
( 225 ) . گوسفندى كه براى سلامت نوزاد قربانى ميكنند در اين قاعده كه تمام گوسفند را پس از پوست كندن و پاك كردن يك جا با كله و پاچه و امعاء و احشا بار كرده آبگوشت نموده به فقرا بخورانند و پدر و مادر از آن نخورده استخوانهايش را در تاريكى دفن بكنند .
( 226 ) . يكى از شهرهاى عراق عرب .