پسر بود براى درشت شدن آلتش ناهار اول را ( ماش پلو ) و اگر دختر بود تا زهارش گوشتدار و برجسته شود ( عدسپلو ) ميپختند . از سبك سنگين كردنش تا چهل روز جلوگيرى ميكردند . اگر براى جنينش ، يعنى موقع آبستنى براى بچهاش دعا گرفته بود آن را پهلوى بچهاش ميگذاشتند . بىبسم اللّه بچه را بلند و كوتاه نميكردند .
همچنين از دستورات بود تا روز سوم جهت التيام ، خودش را با آب گرم شستشو نمايد . كمرش را با آهك و عسل ميچسباندند . ملاج ( مغز ) ش را نخود كوبيده و زرده تخممرغ ميگذاشتند . شكمش را محكم ميبستند تا از بزرگ شدنش جلوگيرى شده تو برود . بايد شوهر براى خودش خلعتى و براى بچهاش رونما ببرد . مادرشوهر و پدرشوهر و قوم شوهر جلووش چشم روشنى بگذارند . تا روز حمام هر شب پولى جهت تصدق زير سر خود و بچهاش بگذارد و صبح به فقير بدهد . مرغ به تخم نرسيده دور رختخوابش گردانده سر ببرند . براى تقويت ، كاچى پرروغن به او بخورانند . براى نرم شدن رودههايش صبح پيش از غذا روغن بادام بخورد . اغذيهء مقوى ، مانند زردهء تخممرغ ، شير و خرما ، عسل و كره ، تخممرغ نيمبند ، نيمروى پرروغن ، پسته و فندق خام و نخودچى و گردوى با نبات كوبيده ، كباب ، دل و قلوه ، قيمه شورواى مرغ ، تهچين مرغ و بره ، كباب جوجه مرغ و مانند آن بدهند و از هر نوع نوشيدنى بپرهيزانند .
شب شش - شب اسم گذاران
شب ششم زائيدن زائو از شبهاى بسيار خطرناك او محسوب ميگرديد كه امكان داشت ( آل ) « 216 » وى را صدمه برساند يا ( همزاد ) « 217 » بچه را تلف ساخته يا عوض
هامش
( 216 ) . ديو . موجودى نامرئى مهيب خطرناك كه دشمن زائو و جفت و نوزاد مىباشد . از صدماتش خوردن دل و رودهى زائو و نوزاد بود .
( 217 ) . ميگفتند با هر زائو جن و شيطانى زائيده بچههايشان باهم بزرگ شده باهم زيسته باهم فنا ميشوند . عقيدهاى ديگر كه هر زن با نوزاد خود طفلى ديگر نيز نامرئى بوجود ميآورد .