دولا شدن در حوض معافش بدارند .
زايمان
ديگر اين اعمال بود كه براى احتياط حامله و حفظ حمل او به كار ميبردند . قاب قرآن قيطان سبز كرده از گردنش مياويختند . دعاى جوشن كبير عقبش ميكردند .
آيهء ( زيّن للناس ) را از سورهى نساء در هفت سطر به پارچهء لباس او نوشته در هر سطر يك سوزن زده در كوزهء نو انداخته برايش در قبرستان كهنه دفن ميكردند . نخ ابريشم را با پشم شتر به دست دختر نابالغ تابيده آيهء ( حسبنا اللّه و نعم الوكيل ) را بر آن خوانده از پيش رو به كمرش ميبستند . ( قلعه ياسين ) « 196 » را با زنجير فولاد از گردن به روى شكمش ميآويختند . عقربى را در روز قمر در عقرب گرفته در شيشه كرده همراهش ميكردند !
تا آنكه علائم زايش ظاهر شده دل و كمر زائو به درد آمده ، لك خون ظاهر گشته ، درد نيشگون گرفته ، تند و كند شده ، گرفته ، واگرفته نزديكى وضع حمل را معين نمايد كه ماما برايش پيغام فرستاده تا اگر بى خبر درد ( چارخشت ) « 197 » اش رسيده بود به احضارش بشتابند و اشكال و دردسر وقتى بود كه ماما سر زائوى ديگر رفته زائوهاى پيش نوبت داشته باشد و فرستادگان معطل و مجبور به صبر زاياندن زائو ، يا زائوهايش بشوند كه ( وامصيبتا ) ميگرديد و جملهء ( خوب بود ترا عقب ماما بفرستند ) برايشان صدق كرده ، كه گاهى بچه آمده زائو كنار نشسته هنوز آنها در آنجائى كه بودند التماس به ماما ميكردند .
هامش
( 196 ) . چلوار بلندى كه آياتى از قرآن همراه چهارقل و آية الكرسى و سورهء ياسين بر آن نوشته وسطش را چاك زده بيمار و مسحور را از چاك آن ميگذرانيدند . در اين عقيده كه بيمارى اگر از چشمزخم و سحر باشد و همچنين سحر مسحور و گرفتارى گرفتار را رفع مىكند .
( 197 ) . درد زائيدن .