قنداق ، روقنداقى « 181 » ، پشتى « 182 » ، نظر قربانى « 183 » براى حفظ از چشم و نظر ، حرز جواد « 184 » براى حفظ از اجنه و شياطين ، آفتابه لگن براى شستشو ، آفتابه برنجى براى آب گرم او كه پاى كرسى بگذارند . ( گهواره ) « 185 » ، يا ( ننو ) « 186 » يا هر دو ، ( كنيف ) « 187 » ، اسباب گهواره از قبيل تشكچهى سوراخدار ، مگسپران « 188 » ،
هامش
( 181 ) . پارچهاى زيبا مثل روسرى كه بسر و روى قنداق طفل ميانداختند .
( 182 ) . بالشكى كوچك كه جهت خم نماندن و خدنگ تركيب گرفتن به پشت طفل گذارده قنداقش ميكردند .
( 183 ) . كس گربه ( صدف دريائى كوچك ) و مازو دانههائى چند در الوان مختلف و سنگى بنام ( ببين و به ترك ) را نخ كشيده بطفل ميآويختند .
( 184 ) . دعائى كه در لولهء بلغار ( چرمى سخت غيرقابل نفوذ ) يا لولهء نقره يا طلا نهاده جلو سينه طفل ميآويختند .
( 185 ) . جعبهاى دراز در عرض نيم و طول يك ذرع با دو كمان چوبى در بالا و پايهاى نيم هلال مانند صندلىهاى راحتى براى جنباندن و كفى سوراخدار كه بچه را در آن خوابانده پارچهاى جهت حفظ از پشه و مگس روى كمانهايش ميكشيدند .
( 186 ) . چرم يا ميشن و تيماجى رنگزده با نقش و نگار آستردار كه سجافى دو طرفش جهت گذراندن طناب كرده تسمههائى بالا و پائينش براى گذراندن چوب ننو دوخته ، طنابهايش را به دو طرف ديوار اطاق بسته بچه را در آن خوابانده حركت ميدادند .
( 187 ) . ظرفى مثل كلاه سيلندر از سفال كه در كف گهواره گذارده ، تشكچهاى سوراخدار رويش گذارده نشيمن بچه را روى آن قرار ميدادند و بچه را با گهوارهپيچ به گهواره محكم ميكردند .
( 188 ) . پارچهاى ريشهدار كه از بالاى ننو ميآويختند .