يا بويش به مشامش رسيده بود كه برايش ايجاد مسئوليت شرعى نموده حتما بايد جهتش روانه نمايد ، چه در غير اين صورت و در سقوط حمل گناه آن به گردن او مىافتاد و روز قيامت بايد مطابق خون كرده جوابگوئى بكند .
سيسمونى يا سيسمانى « 173 »
بعد از ويارانه كه اندكاندك تا ماه چهارم ، حمل كمال ميگرفت ، نوبت به تهيه سيسمونى ميرسيد كه بايد مادر دختر فراهم نمايد و از اين جمله بود : لباس زير و رو بطور كامل به صورتى كه براى نوزاد پسر يا دختر هردو به كار بيايد مانند لچك ، كلاه ، پيشبند ، پيراهن قيامت « 174 » ، پيشانىبند « 175 » ، شكمبند ، سينهبند « 176 » ، دستپيچ « 177 » ، كهنه « 178 » ، قنداق « 179 » ، كهنه مشما ( مشمع ) « 180 » ، بند
هامش
تحريك هوس مينمود تكه گرفته براى همسايه بفرستند چه عقيده بر اين داشتند كه در غير اين صورت مسئوليتى را متوجه خود ساختهاند چه امكان دارد اگر حامله نخورد حملش ساقط گردد و پسر بچه نطفهاش بريزد و دختر بچه عقيم بشود و بيمار پس بيفتد ، علاوه بر توليد الفت و محبت و دوستى كه با آن وسيله ميانشان برقرار ميگرديد ، اضافه بر رفع معايب پخت و پز و آشپزى و خانهدارى كه از يكدگر تعليم گرفته چيز ميآموختند .
( 173 ) . لباس و حوائج نوزاد .
( 174 ) . چلوار يا پارچهاى سفيد در دو قد طفل كه وسطش را چاك زده به گردنش ميانداختند ، ميگفتند كه تا در روز قيامت لخت نمانده با پيراهن وارد محشر بشود .
( 175 ) . پارچهاى خوشرنگ گل كلاغى زيبا مد زمان كه جهت دنبكى نشدن به پيشانى طفل ميبستند .
( 176 ) . نوارمانندى پهن از دولا پارچه كه وسطش پنبه گذارده ، دوخته جهت سرما نخوردن سينهء طفل به سينهاش ميبستند .
( 177 ) . دولا پارچهى بهم دوخته به پهناى چهار انگشت و دو ذرع طول كه با آن دستهاى بچه را كه نجنبيده بيدار نشود و با ناخن سر و صورت خود را زخمى نكند به پهلوهايش ميبستند .
( 178 ) . پارچههاى نرم مثلثى براى زير پاى بچه كه به طفل پيچيده سپس قنداقش ميكردند .
( 179 ) . پارچهاى سفيد در يك ذرع و نيم قد و پهنا كه بچه را در آن پيچيده بغل ميكردند . براى پيچيدن طفل ، قنداق از حتميات بود كه بدون آن بچه تركيب نگرفته داراى هزار عيب ميگرديد ، قنداق بود كه پاهاى بچه را راست و درست و دستهاى او را به تركيب و كمر او را خدنگ و سينهء او را برجسته و شكم او را به تو و گردن او را از رگ به رگ شدن و شكم و سينه و خود او را از سرما خوردن محفوظ ميداشت و بچه را براحتى قابل حمل مينمود .
( 180 ) . پارچهاى را در موم آب كرده زده بيرون ميآوردند . پشت و يا رويش موم آب كرده ميريختند و بجاى نايلونهاى امروزى جهت جلوگيرى و پس دادن رطوبت روى كهنهء طفل ميپيچيدند .