آش آبغوره « 159 » ، آش رشته ، آش قرهقروت « 160 » ، آش سماق « 161 » ، آش تمر « 162 » ، انواع آش كشك مانند : آش جو « 163 » ، آش گندم « 164 » ، آش تلخينه « 165 » همراه كوفته تبريزى « 166 » ، انواع چلو ، پلو ، مرغ ، مسماهاى فصل امثال : مسماى كدو « 167 » ، مسماى بادمجان « 168 » ، به اين قاعده كه آن را هنگام ناهار سر زده روانهء خانهء دختر
هامش
( 159 ) . از خرده برنج و سبزى آش و لپه ، همراه پياز داغ ، با چاشنى آبغوره .
( 160 ) . در مايه آش آبغوره كه چند دقيقه قبل از برداشتن قرهقروتش را ريخته چند جوش داده برميداشتند . اين آش را موقع خوردن دواى كرم ميخوردند .
( 161 ) . در مايه آش آبغوره با تفاوت كوفته برنجى كه در آن مىانداختند .
( 162 ) . در مايه آش ساده و آش آبغوره كه تمر را خيسانده ، صاف كرده در آن ريخته چند جوش داده برميداشتند . آشى بود صفرابر حرارت نشان كه صفراوىها و مرضاى صفراوى و صاحبان جگر گرم ميخوردند .
( 163 ) . خرده برنج و سبزى و لوبيا قرمز و لوبيا چيتى و نخود و عدس كه حبوباتش را جدا پخته ، جو و برنج را باهم ريخته ، جو كه نيمپز شد حبوبات پخته را داخل كرده آتشش را كمتر ميكنند تا جا بيفتد . بعضىها هم همه را باهم ريخته در آتش ملايم در مدت طولانى ميپزند ، سپس نعنا داغ و پيازداغ درست كرده در آن ريخته جا مىاندازند ، موقع كشيدن كشك ريخته روى ظرفها را با سير داغ و نعنا داغ زينت ميكنند .
( 164 ) . در مايهء آش جو كه بجاى جو گندم ميريزند . بقيه نيز از كشك و خوشبويات مثل آش جو .
( 165 ) . در مايهء آش جو كه چاشنى آن را تلخينه كه گندم در كشك جوشانده باشد ريخته جا مىاندازند . كشك علاحده لازم نميباشد .
( 166 ) . گوشت مغز ران را با لپهى پخته كوبيده نمك و ادويهاش را اندازه كرده به اندازهء هندوانهء كوچكى در دستمال يا تنظيف بسته وسطش جوجه مرغ يا تخممرغ و آلو و پيازداغ و آلو و كشمش و گردو گذارده در آب زردچوبه روغن پخته با جعفرى و پيازداغ و سيبزمينى زينت ميكنند و بعضى كه جوجهى پخته نيز به مصالح داخلش اضافه ميكردند .
( 167 ) . كدو را پوست كنده در روغن سرخ كرده پيازداغ كرده با گوشتى كه قبلا پختهاند تنگ آب جا مياندازند . چاشنى آن را بعضى آب ليمو شكر ، بعضى آبغوره ميزنند .
( 168 ) . مثل مسما كدو در چاشنى آب گوجهفرنگى و كمى آبغوره يا آب انار ملس .