اگر با اين دستورات حامله شده بود فبها ، و اگرنه لازم بود تا دستورات زير را به كار ببرد :
كمرش را با كوبيدهى ( قرص كمر ) « 153 » و آرد نخود خام و زردهء تخممرغ بچسباند . كباب فراوان ، تخممرغ ، گوشت كبوتر ، گنجشك ، زيره ، دارچين ، هل بخورد . اگر گرميش مىكند و سازگار طبيعتش نميباشد همراه آن مغز خيار ، ليموشيرين ، هندوانه ، كدو و امثال آن بخورد .
روغنهاى مقوى مناسب مانند روغن بنفشه ، روغن نيلوفر ، پيه مرغ و مرغابى بر فرج و حدود مثانهاش بمالد . با جوشاندهى گل سرخ و سنبل طيب فرجش را شستشو بدهد .
اگر همچنان آبستنى ظاهر نگرديده ماههائى را پشت سر گذارده حمل نميگرفت ميگفتند عيب از ( مضرت ) و ( چله ) بوده دستورات زير تعليم ميگرديد :
آية الكرسى را نوشته و شسته به سر بريزد . سوره قل هو اللّه را هفتاد مرتبه بر قفلپيچ خوانده به كمرش ببندد . ابريشم هفترنگ را چهل و يك نادعلى « 154 » خوانده بر بازويش ببندد . خاك هفت در خانه را آية الكرسى خوانده در آب ريخته به سر بريزد . اسامى پنج تن را بر تخممرغ نوشته جوشانده زن و مرد باهم همغذا بشوند . آب دباغخانه به سر بريزد . از روى هفت نهر رو به قبله رد بشود .
هامش
( 153 ) . قرصى با پوست كلفت برنگ جگرى به اندازهء كلوچهء كوچك كه در خلواره آتش گذارده پس از تركيدن مغز آن را بيرون آورده كوبيده با نخود خام و زردهء تخممرغ بكمر ميبستند . دواى تقويت باء نيز بود كه با نخود بو داده و شكر قاووت كرده ميخوردند .
( 154 ) . نادعلى يعنى خواندن على عليه السلام را به مدد و آن به دو نوع صغير و كبير بود . صغير آن ( ناد عليّا مظهر العجايب ، تجده عونا لك فى النوائب ، كل همّ و غمّ سينجلى ، به ولايتك يا على يا على يا على ) و كبير آن بعد از سينجلى به اين طريق خاتمه ميگرفت ( . . . بعظمتك يا اللّه و به نبوتك يا محمد و به ولايتك يا على يا على يا على ) .