آبستنى
اگر دختر صغير بود و به حد بلوغ نرسيده بود از زنان قابل تمجيدى بود كه روايت از جناب پيامبرخدا ( ص ) بود كه با فرمايش ( بهترين زن آن است كه قاعده گيش در خانه شوهر واقع شود ) تعريفش را كرده بود « 152 » و داماد لا اقل براى مدتى ميتوانست زن نوچه ، غنچهى بىآلودگى و هميشه آمادهى لذتبخش داشته باشد و اگر به حد بلوغ رسيده بود از ماه اول و دوم بود كه هركس سراغ آبستنىاش را ميگرفت ، اما زنى را كه ( حجلهگير ) شده يعنى شب عروسى آبستن شده بود تا اندازهاى خوششگون نميدانستند كه بايد مرغ سياه جلوش سر ببرند و اگر هم آبستن نشده ، تأخير كرده بود پيوسته دليلش را پرسيده دربارهاش تأكيد كرده ، دستوراتى ميدادند ، از آنجا كه فرزند را پايه و ستون زندگى زن و مرد ميدانستند كه بدون آن پلشان آنطرف آب و بنيان زناشوئيشان سست و متزلزل بود و اميدى به دوام آن نميتوانستند داشته باشند و اينها بود دستوراتى كه دربارهء آبستنى ميدادند :
بر اوست كه شوهر را مايل و شائق خود نمايد . تا مرد بر سر شوق كامل نباشد او را وادار به عمل ننمايد . سعى در مقارنهء انزال خود و او داشته باشد . هنگام دخول خود را كاملا گشوده موقع غلبهى شهوت مرد وى را محكم در آغوش گرفته خود را بهم بفشارد . بعد از انزال مدتى مرد را بر روى سينه داشته حركت نداشته باشد . بعد از جماع از حركت سريع و برخاستن ناگهانى و جست وخيز و دويدن و جهيدن و بالا و پائين رفتن از پله و سبك سنگين كردن و مثل آن پرهيز داشته باشد . فرياد و خنده و غضب شديد نداشته باشد . استعمال مسهلات ننمايد . كه
هامش
( 152 ) . روايت است نقل از جناب پيغمبر در بهترينها كه بهترين غذا آنست كه نيكوتر هضم پذيرد و بهترين خانه آنكه در آن سكوت بوده باشد و بهترين مرده آنكه گريه كن و ميراثخور نداشته باشد و بهترين زن آنكه عذرش را در خانه شوهر ببيند .