كمترينش قوارهاى پارچهى ( سردارى ، شلوارى ) « 151 » پيشكش كرده چيزى هديهء دخترش نموده مراجعتشان ميداد . پيشكشى به داماد يكى جهت خلعتىاى كه شب عروسى همراه قبالهء دختر براى مادر زن فرستاده شده بود و ديگر در ازاء زحمت مهماندارىشان از مهمانان آنها و آبرودارىاى كه با تصرف دختر از آنها كرده بود و هديهء دختر براى حفظ و صيانت از ناموس و ( پرده ) و اينكه پدر و مادر و فاميل را روسفيد كرده است .
تا اينجا بده ، بستانهاى طرفين تمام شده ، دختر اگر مهر و صداقى طلبكار شده بود در قبال جهيزى بود كه به خانهء داماد برده بود و داماد اگر خرجى كرده بود چشمروشنى دريافت داشته بود و اگر خلعت براى مادر زن فرستاده ، رونماى مادر زن سلام گرفته بود و اينك لازم ميآمد تا آنكه اگر از عروس و فاميل عروس و كس و كار او خوشش آمده ، ميل مراوده و رفتوآمد با آنها را داشته باشد ، مجددا مهمانى كرده هريك از آنها را كه ميل دارد دعوت نمايد كه اين مهمانى را ( مهمانى پاحنجله ) ميگفتند و بعد از آن هم بود كه مهمانىهاى ( پاگشا ) از طرف خانوادهى عروس كه اول از خانهء پدر مادر عروس ابتدا ميگرديد شروع ميشد و سپس عمه و خاله و دائى تا به دورترها ميرسيد و پس از آن جوابگوئيشان از طرف خانوادهء داماد كه گاهى اين پاگشاكنانها كه در معنى اجازهى رفت و آمد به خانهى هم بود ، در اثر كثرت فاميل دو طرف تا ماهها طول ميكشيد و دو فاميل به صورت خانوادهاى واحد درميآمدند .
هامش
( 151 ) . بجاى كت و شلوار سردارى شلوار مد روز بود كه پارچهاش سر هم و معمولا از ماهوت آبى و سورمهاى انتخاب ميشد .