تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
تماشاچىهائى به زير دست و پا رفته نعش‌هائى كه در آخر بجا مانده ، اسباب‌آلات درهم شكسته‌اى از چراغ لاله‌ها و علامت ، طبق ، خوانچه‌ها كه معبر را ميپوشانيد ، به زودى يا در سال آينده كه همين عمل دربارهء دسته رقيب صورت مييافت و اختلافاتى در جنبه‌ى چشم همچشمى و رقابت كه استمرار ميگرفت . بجز برترى و كمترى تشكيلات دسته ، اسباب ديگرى نيز بود كه موجب كدورت ميان سران دسته‌ها شده كارشان به اين گونه امور ميرسيد ، از جمله حركت دسته‌اى از جلوى تكيه و حسينيه و گذر و بازارچه و محله‌اى ديگر كه مورد احترام واقع نشده پيشواز و استقبال نگرديده ، اسفند جلوشان دود نكرده در مواقع خاص گاو و گوسفند جلو پايشان نكشته ، ( علامت جلوشان نكشيده خوش آمدين ) و بدرقه‌شان نكرده باشند . ديگر حركت دسته‌اى از مقابل و كنار هم و اينكه ( علامت وارد ) يعنى علامت دسته‌اى كه به دسته ديگر رسيده باشد سلام نداده باشد و سلام علامت‌ها اين بود كه به مجرد رسيدن به دسته‌اى ، پيش‌كسوت‌ترين علامت‌كش آن با علامت خود از دسته جدا شده ، جلو آمده ، هر چند قدم يك بار علامت را به لنگر آورده ، تيغهء آن را بنشانه تعظيم به طرف دسته‌ى مهمان پائين آورده اداى احترام نمايد و علامت‌كش دستهء مقابل نيز بجوابگوئى از دسته خود كنار گرفته بهمانصورت تعظيم‌كنان و سلام دهان جلو علامت ميزبان بيايد تا بهم نزديك شده كاملا تلاقى نمايند و آنگاه دو علامت يكقدم فاصله گرفته دو مرتبه خود را بهم كوفته دقايقى در آن حال باقى بمانند و به همين قرار مجددا از هم جدا شده تعظيم‌كنان و سلام دهان عقب عقب رفته بدستهء خود بپيوندند . همين سلام‌ها هم بود كه علامت صلح و آشتى و ندادن آن نشانه كدورت و بىالتفاتى و سردى و بىاعتنائى و احيانا خصومت و بهانه‌جوئى نزاع و ( سنگ واكنى ) « 68 » ميآمد ، اگرچه به سقاخانه و سر در مسجد و تكيه و خانه و حسينيه و مثل آن بوده باشد كه همه دليل بر بىتوجهى به اهل آن محل و آن گذر و كوچه و صاحب خانه و بزرگ محله به حساب ميآمد و مسببى كه اهل آن كوچه و گذر و محله را بر عليه دستهء بىادب تحريك كرده بر گوشمالى او به دسته‌بندى و مقابله برآمده تصفيه حساب نمايند ، اگرچه خارج از ايام عزا و بهم ريختن
هامش
( 68 ) . تسويه ، تصفيه حساب ، زورآزمائى .