و چراغ زنبورى و آئينه و شمعدانهاى زياد و بسا اسباب و لوازم ديگر كه هر بيننده را مجذوب مينمود ، به اين صورت كه :
اول موزيك و مزقان كاملى كه در پيشاپيش ترنم مينمود و سپس بيدقهائى طبق بيدقهاى سابق الذكر كه در طلايهء دسته حركت ميدادند و اطفال خردسالى از چهار و پنج تا نه و ده ساله در پس آنها به خط پشت سر هم كه هر يك تك پايهاى در دست داشتند حركت ميكردند و دنبال آنها باز تعداد بسيارى بيدقهاى الوان از رنگهاى سبز و زرد و سياه و سرخ يك تيغ كه بر سر چوبهاى بسيار بلند افراشته بود حركت داشت و در پس آنها تعدادى طبق چراغ و لاله كه با اشكال بسيار قشنگ زينت شده بود ، به خط مستقيم راه ميافتاد و از عقب آنها يكى دو سه علامت و از عقب آنها دستهء تيغزن از اطفال و نوجوانان ميان پنج ، شش تا پانزده ، شانزده سالهى سراپا سفيد ( كفن ) پوشيده و از پس ايشان باز تعدادى بيدق و ( علم ) « 63 » و ( كتل ) « 64 » و ( طوق ) « 65 » و دنبال آنها باز چند طبق چراغ به رديف دو طرف و پشت سر آنها چند مشعل و بعد از آنها يكى دو علامت بزرگ و دنبال علامتها دستههاى مردان كفن پوشيدهى حمايل بسته كه از سر تا پا سفيد پوشيده ، سر خود را با پارچه سفيد بسته حمايلى افكنده غلاف قمه قدارهشان بر آنها آويخته و حربههايشان در دستشان آخته بود و از پهلو حركت كرده با دست چپ كمر رفيق بعدى و با دست راست قمه ، قدارههاى خود را حركت داده ، - صداى ( سنج ) « 66 » بطور منظم كه يك قدم بجلو هشته پاى دوم را بجاى آن ميگذاشتند و يك
هامش
( 63 ) . بيدقهائى كه معلومكننده آن دسته و آن هيئت بود و بر آنها نام دسته و محله و هيئت نوشته شده بود .
( 64 ) . چوبى كه بر سرش پنجه يا گوئى نصب كرده مانند شلوار بلند زنان لر و كرد و شليته و دامن و تنبان فنرى از پارچه آن را پوشانيده با طاقشال و زرى و چهل بسم الله و سينهريز و گردنبند زينت ميكردند .
( 65 ) . بر وزن بوق ، گوئى فولادى مذهب به اندازهء هندوانه بزرگ كه بالاى آن پنجهء كامل شبيه دست آدمى يا يك تيغه مانند تيغهء علامت نصب كرده با طاقشال و پارچههاى زرى و مثل آن دامنش را ميپوشانيدند ، به نشانه نيزهاى كه حوالهء بدن شهدا ميشده است .
( 66 ) . يكى از اسباب موسيقى ، دو ورق فلز برنج يا ورشو را كه به صورت در ديگ درآورده وسط آنها را سوراخ كرده از پنبه و پارچه دستگيرهاى براى آن ساخته جهت تنظيم نوحه و تنظيم گام و حركت و سينهزدن بهم ميكوفتند .