آهنگ و با صداى مهيب شاخسين - واخسين « يعنى شاه حسين واى حسين » ميگفتند و در عقب آنها و دستهء مزقانچى ديگر در عقب اينها و باز بيدقها و علم كتلها و پس از اينها يك يا چند دسته سياهپوش سينه زن و در آخر قرآنخوانى كه با دستهاى از معمرين حركت كرده قرائت قرآن ميكرد و لابلاى دسته و اسبابآلات آن و حجلههاى زينت كردهاى كه با چراغهاى نورافشان حركت مينمود .
كفنها شامل پارچهء سفيدى سرتاسرى بود كه ميان آن را دريده سر از آن بيرون كرده كمر آن را با پارچهاى از سر خود آن محكم كرده يا كمربند ميبستند و يا براى خودنمائى و جلوه و جلال بيشتر به شكل پيراهنى بلند ساده دوخته بتن ميكردند و دستمالى از سر خود آن بسر ميبستند .
قمه زدن و تيغ زدن يكى از نذرها بود كه به همدردى شهادت حسين خود را مجروح و خونين ميساختند كه در اين شبها خود را براى تحريك و تقويت روحيه جهت روز دهم مهيا ميساختند و بطوريكه گفته شد اين از تماشائىترين دستهها بود كه در اين ايام حركت مينمود ، از آنجا كه هم در شبانگاه به راه افتاده چراغها و مشعل ، طبق ، حجلههاى نورافشان آن جلوهگرى و زينتبخشى مينمود و هم از جهت حركات مدهش و هولناك شاه حسينىها كه يك جور و با هم و يكنواخت پا بجاى پا كوفته حربههاى برّاق خود را كه در برابر نور چراغها تلئلو مينمود از جلو صورت بالا برده پائين آورده فرياد مهيب شاخسين - واخسينشان كه بوى خون از آن بمشام ميرسيد ، طنين مىافكند كه هم جلبنظر و هم موجب هراس و دهشت ميگرديد ، اضافه بر سواران مكمل مسلح سراپا غرق آهن و فولاد شمر و سنان و خولى و حرمله و در ميانشان امام و صغير و كبير مظلوم او كه در ميان هر دسته ظاهر شده فرياد استغاثه بلند كرده با اشعار و نواهاى حزين طلب يارى و آب و كمك نموده ، دشمنان خون آشامشان كه رجزخوانان بر آنها حملهور گرديده ، واقعهى خونين كربلا را ظاهر ميساختند ، و طبقكشها و علامتكشها و مشعلكشهاى آن كه در هر چند قدم جلوشان دود منقل اسفندها به آسمان رفته به زير اسبابآلات پر زرق و برق پر و ابلقدار خود چرخيده ، سر هر سه راه و چهار راه و جلو هر مسجد و سقاخانه و خانه و دكان هر بزرگ و اعيان چرخيده ، با علامت كه آن را به لنگر درآورده با خم و راست كردن تيغههاى آن احترام گذارده سلام داده ، از زنگ و زنگولههاى آن صدا برميآوردند ، مناظر شادىبخش و غمافزائى را
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 406
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٤٠٦