شاه متوجه و سخت بخنده آمده علاوه بر انعام و خلعتىاى كه برايش ميفرستد ، جهت متعلقات ملاهادى هم غرفهاى در تكيه مخصوص مىكند . ديگر تا همچنين استظهار سالخوردگان را از بىآبروئى دستهچيان و براى خانوادهها زشتى تماشاى دسته را ضميمه كنيم اين جملهاى بود كه مادرها و مادربزرگها در جواب عروس و دخترهائى كه با صداى طبل و شيپور هيجان زده شده ، براى تماشا چادر بسر انداخته ، يكدگر را صدا زده ( آى دسسه ! ) با بدلحنى برخورد دارنده ميگفتند ( هونگتونو ببرين به همهش برسين ! ) و در صورت توانايى و قدرتبرشان گردانده در خانه را تمليك « 60 » ميكردند .
اين هم شعرى بود كه سينهزنها و افراد دستهى ملا هادى براى او ساخته بودند كه چون مسير حركت طولانى شده يا معطلى زياد ميگرديد ، دم گرفته ، با زدن سينه ميخواندند :
سنگك و آش رشته * آملا ظهر گذشته
نون و پنير و پسسه * هلاك شديم و خسسه
نون و پنير و پونه * آملا گشنه مونه
همراه چند سينهء پشت هم : آملا گشنه مونه ، آملا گشنه مونه .
دستههاى شاه حسينى - ( شاخسينى )
ضافه بر دستههاى روز دستههائى نيز در ليالى دههء اول محرم براى شبها بود كه از شبهاى سوم و چهارم بطور مختصر و از آن پس بهتر و كاملتر ميگرديد ، دستههائى براى تيغ زدن و قمه زدن ، به همدردى تيغ و شمشير و سنان و نيزههائى كه به بدن حسين و ياران او رسيده بود ، كه اين شبها عمل نمايشى آن و روز عاشورا واقعيت آن كه با تيغ و قمه و قداره و شمشير و كارد بر فرق خود كوفته از همش درانده غرقه به خون بشوند اجرا ميگرديد !
نمايشى بسيار مهيب ، اما با نظم و ترتيب و قاعده خاص و اسباب و تجهيزاتى چشمگير بسيار ديدنى ، همراه چراغهاى حبابدار و لالهها و طبقهاى چراغ زنبورى پايه كوتاه و پايه بلند و جارو چلچراغ ، همراه بيدق و علم و كتل و علامتهاى بيشمار و ( مشعل ) « 61 » هاى مخصوص بيست ، سى ، چهل ، تا صد شاخه شبيه علامت از ( تك پايه ) « 62 » و لاله
هامش
( 60 ) . نوعى پشتبند در حياط كه ميتوانست با قفلى غير سر خود قفل بشود .
( 61 ) . مثلثى ناقص الاضلاع از تختهء مقاوم ، در ضلع زيرين تا بيش از سه ذرع كه مانند علامت دستگيرهاى براى كشيدن در وسط ضلع زيرينش نصب و براى استحكام تا قاعدهء مثلث آن رسيده به تمامى آن طاقچههائى به اندازهء بشقاب به صورت مسطح تعبيه نموده بر رويشان لاله ، يا چراغ ، يا چراغ زنبورى نهاده و بسته ، شبها براى روشن كردن راه و تجمل و تشريفات دسته پيش و وسط دسته ميكشيدند و گاهى كه با آن با چرخيدن خودنمائى ميكردند .
( 62 ) . لالهء تكى ، لالهاى كه مثل چراغ با يك شعله شمع بر روى زمين نهاده بشود .