شهوات و اغفال نواميس مردم ، جهت بازگذارى دست پليدان به زشتكارى و تخريب شعائر اسلامى و مذهبى ترتيب داده شده است ، وسائلى كه تا دختران پس پرده و پسران چشم و گوشبسته وارد فحشاء و فساد شده اسباب كامدهى و كامستانى اوباش شهر بشوند ، به همانگونه كه به صورت بالماسكه و كارناوالى « كه بعدها در بازى تجديد قرارداد نفت به راه انداخته شد ؟ ! » درآمده بود كه مگر تنها براى خوشگذرانى و سرگرمى و درهم افتادن زن و مرد و كسب لذت هرزگان درست شده است ؟ !
بدين جهت در اين اوقات خانوادههاى محترم حفاظت زن و فرزندان خود را هرچه شديدتر نموده ، ممانعتهاى در و بيرون رفتن آنان را هرچه قوىتر ساخته با تمام حواس بصيانت ايشان ميپرداختند ، تا آنجا كه مخصوصا در ده دوازده روز اول محرم خود را بخاطر آنها در خانه زندانى ساخته صواب مواظبت نواميس خود بر ثواب روضه و تعزيه و گريه و زارى بر امام عليه السلام زيادتر ميدانستند .
عروس ملا هادى !
تا شوق مردم را نيز بديدن اين دستهها و تعزيهها نكوتر معلوم بكنيم ماجراى زير را مثال ميآوريم ، بر اينكه ملا « 59 » هادى نامى كه يكى از تعزيهگردانان نامى تعزيههاى معتبر مانند تعزيهء تكيه دولت بود و به آن خاطر كه از طفوليت به آن كار وارد و از قاسمخوانى و على اكبرخوانى ، تا به عباس و امامخوانى رسيده ، كل مراحل آن پشت سر گذارده ، از زير و بم و مسائل پشت پرده و مفاسد آن اطلاعات دقيق داشت ، در اين دهه خانواده را از در و بيرون رفتن و پا از خانه بيرون نهادن ممانعت اكيد مينموده و چون اين حبس و توقيف ممتد مىشود سالى عروسش دل به دريا زده از اسباب تعزيه لباس زينب آن را بتن كرده در ازدحام تعزيهخوانان خود را بجاى زينب دسته جا زده يكى از شتران دسته را سوار شده روانه مىشود كه دستاندركاران هم بر او گمان زينب واقعى ميكنند تا طبق معمول به تكيه دولت و حضور شاه رسيده نوبت خواندن او مىشود و چون چندين بار تعزيهگردان بر او نهيب زده طلب اداى كلام مىكند و درمانده مىشود صدا بلند كرده ميگويد : من زينب زيادىام - عروس ملا هادىام ، كه
هامش
( 59 ) . غالب كارگردانان تعزيهها و مكتبدارها و سواددارها را ملا ميگفتند .