محتاج شدن مىباشد .
عزادارى - دسته - سينهزنى
بجز روضه و عزادارى در مساجد و تكايا و حسينيهها نوع تعزيهدارى دومى نيز وجود داشت و آن به راه انداختن دسته و سينه زن و عزادار سيار بود كه هر محل در عزاخانهها هيئتها و دستههائى جهت نمايش و حركت بدور كوچهبازارها به راه ميانداختند كه قوىترين و معروفترين آنها ( دستهء ميدان ) ( دسته عربها ) و بعد از اينها دستههاى ( قزاقخانه . دستهى سنگلج . دستهء قنات آباد . دستهء تركها ) و بعد از اينها دستههاى محلى و غير محلى مانند : دستهء بزازها ، دستهء نانواها ، دستهء زرگرها . . . و دستههائى كه هر يك به كوچه و گذر و بازارچه و مسجد و تكيه و سقاخانه و امامزادهاى منسوب بوده بنام آن راه ميافتادند .
اين دستهها از روز هفتم به حركت درآمده به بازارها ميآمدند و آمدن آنها هم به بازار كه حتميت داشت از آنجهت بود كه اولا مساجد معتبر مانند مسجد شاه و مسجد تركها و مسجد حاج سيد عزيز اللّه ، و زرگرها و مسجد جامع در بازار قرار داشت و ديگر گرمى و جوش و جلوهء آنها در بازار و زير سقف زيادتر به نظر ميآمد و حركت آنها در اثر محدوديت مكان و تنگى مسير منظمتر و جمعيت آنها زيادتر و طول دسته بلندتر و صداى مزقان « 39 » و موزيك نيكوتر و پرنواتر به گوش ميرسيد . هر دسته عبارت بود از چند بيدق كوچك و بزرگ تكى فرد و پيوسته بهم مثلث در اول كه بعضى دو سر آنها با گرهى بهم متصل شده بدست كودكان و نوجوانان ده دوازده ساله ميدادند و اطفال و كودكانى چند سياه پوشيده و سفيد پوشيده به صورت سقا ، آراسته به پيشبند و ( چهل بسم اللّه ) « 40 » و ( كشكول ) « 41 » ، كه نوحهخوان و سينهزنان از دنبال آن و سران دسته و ريشسفيدها و معتبرين محل و معممين با سر و پاى
هامش
( 39 ) . مأخوذ از موزيكان و موسيقار ( موسيقار ، پرندهاى با سوراخهائى در بينى كه چون نفس كشيده باد بر آنها جريان كند صداهاى خوشى از آن برميآيد . )
( 40 ) . چهل لوح كوچك از مفرغ و حلبى يا نقره و طلا كه بر هر يك بسم اللهى كنده ، جهت چشم و نظر به فاصله نخ كرده بطور حمايل به گردن طفل ميانداختند .
( 41 ) . ظرفى از حلبى يا مس و ورشو و برنج با كدوى جنگلى جهت آبخورى كه بر آن زنجيرهائى چند دسته كرده ، لولهاى پستانك مانند نهاده به دهان اين و آن ميگذاشتند .