از آن جمله بود طاقنماى رو بقبلهء تكيهء دباغخانه كه كاهگل ديوار آن خوابنما « 9 » شده ! براى شفاى مرضاى تب و نوبهاى و بيمارىهاى جرب و سودا « 10 » و ( كوفت ) « 11 » و ( ماشرا ) « 12 » و ( فالج ) « 13 » و ( لقوه ) « 14 » و غيره به پول ميرسيد و آب دوستكامى تكيهء در خوانگاه كه همه ساله روزهاى عاشورا ( نظر كرده ) « 15 » شده به وزن هر قطرهء آن كه ، بارها مشكها در آن تخليه شده ، استكان استكان به فروش ميرسيد طلا و نقره جمع ميگرديد ! و پارچهء روپوش ضريح امامزاده يحيى كه از روز اول تا دوازدهم محرم بارها تعويض شده ، باريكههاى آن مشكلگشاى گرفتاران و حاجتمندان و باعث جمع و خريد اموال و اثقال و مستغلات گوناگون متوليان ميآمد ! الى آخر كه خانهء معروف ( آسيد هاشم ) در خيابان شاه آباد « كه هنوز نيز برقرار مىباشد » و خانه ( سادات اخوى ) در كوچهء سادات اخوى خيابان سيروس « كه آن نيز همچنان پابرجا و اعجاز و كرامات مىكند ! » همه ساله بعد از روضهى دههى اول محرم تا آخر صفر « 16 » پيوسته توسط بانى ، يعنى صاحب دستگاه آن كه در اولى منبر آن معجزنما شده ! پرداختهاى نيازهاى لايق نقدى و جنسى و شمع و چراغ و قند و چاى و پول و جواهر و براى رد شدن از زير منبرش كه همه كارها از آن برميآمد جهت شفاى بيماران و چاره درد دردمندان و گشايش كارهاى فروبستهء گرفتاران و خلاص زندانيان و اداى قرض قرضمندان و هر حاجت و هر مطلب ، و در دومى كه گلوله نخهاى سبز و سفيد كه در خواب به مسح و لمس صاحب مجلس يعنى حسين شهيد رسيده بود ! مشكلگشاى جميع مهمات و مشكلات درونى و برونى مردم
هامش
( 9 ) . الهام يا ظاهر شدن بزرگ و امام و پيغمبرى به كسى در خواب و حرف و پيام رساندن .
( 10 ) . سودا و جرب دو مرض جلدى خارشدار .
( 11 ) . سفليس .
( 12 ) . نوعى خوره .
( 13 ) . خشك شدن و بىحس و حركت ماندن عضو يا قسمتى از بدن .
( 14 ) . كج شدن صورت يا دهان و بينى و چشم .
( 15 ) . نمودن يكى از بزرگان دين و امام و پيغمبرى خود را در خواب به كسى و دل دادن و اميدوار ساختن او به كار و چيزى ، يا مأموريت دادن .
( 16 ) . ماه دوم قمرى ، محرم ماه اول سال هجرى قمرى است . ماههاى قمرى با رؤيت هلال ابتدا مىشود و دور آنها به اين حساب مىباشد : محرم الحرام ، صفر المظفر ، ربيع الاول ، ربيع الاخر ، جمادى الاول ، جمادى الآخر ، رجب المرجب ، شعبان المعظم ، رمضان المبارك ، شوال المكرم ، ذى القعدة الحرام ، ذى الحجة الحرام .