رضا قليخان . تكيه سادات . تكيه امامزاده يحيى . تكيه زرگرها . تكيه صابونپزخانه . تكيه نوروزخان . . . . و تكيههائى از اين قبيل بنام هر گذر و محل و بازارچه كه يا بانىاى داشته يا مردم پول بر سر هم كرده زمين و محل آن را بهر صورت كه بوده خريده بناى تكيه گذارده بودند ، جائى فقط مخصوص تعزيهدارى آل محمد كه دهههاى اول محرم يا همهى دو ماههى محرم و صفر در آن روضه يا تعزيهخوانى « 2 » به عمل آمده سوگوارى ميكردند .
پيرايش عزاخانهها
سياهپوشى اين حسينيهها چنان بود كه در هنگام ( بستن ) « 3 » حتى جائى به مقدار نيمهآجرى كه از سياه پوشيده نشده باشد به نظر نميرسيد ، علاوه بر قاليچهها . پرده ، بغچه ، مخملها ، مليلهدوزىها ، زربفتها . سوزنزنىها و قواره ، پارچههاى گرانبها . بيدقهاى مربع و مثلث و مستطيل رنگارنگ خامهدوزى شده ، از عكسهاى شير و خورشيد و امام و حضرت عباس و اشعار و گل و برگهاى حاشيهشدهى ( پنجه ) « 4 » دار و ( گو ) دار و غيره و غيره كه از خانه و دكان و مسجد و انبار خارج گرديده زينتبخش ميگرديد ، تا جائى كه ديركهاى چادرها نيز از اين آرايش بر كنار نبوده از سر تا به پا سياهپوش و زيورپوش گرديده ، به انواع پرچمها و كتلها و علامتها و سه شاخه ، دو شاخه ، پنجشاخه « 5 » و قاليچههاى گرانبها پيراسته ميگرديد .
اين تكايا با ( كتيبه ) « 6 » هاى اشعار جانسوز شعراى مرثيهسراى نامى مانند ( محتشم ) و ( جودى ) و ( جوهرى ) صورت عزاخانه ميگرفت كه اگر هيچيك از تجملات ديگر در آن به كار نرفته بود همين كتيبههاى سياه كافى بود تا آن را به صورت عزاخانه درآورد ، چنانچه در هر زمان از ايام سال هم بر سر در و جرزهاى هر خانه و مكان كه از اين سياهى نصب شده بود علامت آن بود كه در آن روضه و تعزيه برپا مىباشد ، اگرچه در داخل آن هيچگونه تشريفات و
هامش
( 2 ) . شبيهخوانى ، نمايشات مذهبى ، نمودارهاى صحنههاى وقايع كربلا و غيره .
( 3 ) . آماده كردن ، مهيا ساختن .
( 4 ) . مفرغ و ورشو ريخته ، شبيه پنجه كه بر سر بيدقها ميزدند .
( 5 ) . لالههاى ديواركوب .
( 6 ) . پارچههاى سياهى در عرض پنجاه . شصت سانت كه در او نقوش و ابياتى مهر زده شده بود ، علامت تشكيل عزاخانه كه آن را بر كتيبههاى حسينيهها و تكايا و جرز و ستونهاى آن نصب ميكردند .